پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

قطعات

شمارهٔ ۲

زهی وزیر سلیمان صفت که چون آصف

صفای ذهن تو تأثیر ماه و خور دارد

نظام کار ممالک به یمن صحبت تو

کمال یافت که از فرخّی اثر دارد

به ذات تو خطری ازعروض عارضه نیست

عرض به معرض جوهر کجا خطر دارد

هنرپناه توئی و به آستانهٔ توست

پناه هر که سر و کار با هنر دارد

قلم که همسر تیغ است ملک و ملت را

برای خدمت تو بر میان کمر دارد

شنیده‌ام که شه از بهر بنده انعامی

قبول کرده از آن رأی تو خبر دارد

به حسن تربیت آن را اگر برون آری

دهان به شکر شما بنده شکر دارد

عطاردی تو و من شاعر پریشان حال

ز طالع است که لطف به من نظر دارد

به ذره‌ای نبود آفتاب را نقصان

که ذره را به عنایت ز خاک بردارد

بقای سلطنت شاه باد وعمرعزیز

همان قدر که قضا حکم بر قضا دارد

یادداشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴ناصر انصاف از جهان مطلب
  2. شمارهٔ ۵پیر دبیر خواجهٔ آفاق خواجگی
  3. شمارهٔ ۶شد دشمن جوانی موی سپید بر سر
  4. شمارهٔ ۷مردمانی که اندرین دورند
  5. شمارهٔ ۸صاحبا بارگاه قدر تو را
  6. شمارهٔ ۹ای قاصد خجسته پی مشتری محل
  7. شمارهٔ ۱۰یمین ممالک ملک فخرالدین
  8. شمارهٔ ۱۱خطاب کرد مرا وقت صبح، کای ناصر
همه‌ی قطعات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.