پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۶۲ - بقال

شوخ بقال از دهان پسته اش گفتم سخن

خانه من رفت و گفتا کشمشی گویی مکن

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۶۴ - بقالدلبر بقال را امشب به سامان ساختم
  2. شمارهٔ ۶۵ - بقالشوخ بقال او متاع خود مرا تکلیف ساخت
  3. شمارهٔ ۶۶ - بقالدلبر بقال دارد خلق خوب و روی نغز
  4. شمارهٔ ۶۷ - بقالدلبر بقال با من آشنایی می کند
  5. شمارهٔ ۶۸ - بقالدلبر بقال با من کرد سودا دلگشاد
  6. شمارهٔ ۶۹ - بقالتا دل به آن جهود پسر مات کرده‌ام
  7. شمارهٔ ۷۰ - کمانگرشوخ کمانگر من دل شد نشانه او
  8. شمارهٔ ۷۱ - کمانگرشوخ کمانگرم که دلم هست خسته اش
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.