پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مثنویات

شمارهٔ ۱۶ - در بیان تعریف و توصیف شاطر پسری

نگار شاطری دارد رخم زرد

نه شاطر بلکه خورشید جهانگرد

نزاکت جلوه او را هم آغوش

خرام قامتش از دل برد هوش

لبانش همچو آب زندگانی

خضر زان یافت عمر جاودانی

نهال قامتش هنگام رفتار

قیامت را کند از خواب بیدار

قدش در گلشن جانهاست سروی

بود رفتار او همچون تذروی

به صحرا آهوان وقت رسیدن

ازو گیرند سرمشق دویدن

به ماه و مهر در هم پیشگی ها

گرو بر دست در بالا دویها

ندارد ساعتی در یک زمین تاب

سراپا در تحرک همچو سیماب

دونده چون خیال دوربینان

پرنده همچو چشم نوغزالان

به عشوه آهوان را بنده کرده

به جلوه سرو را شرمنده کرده

چو دیده جلوه آن قد دلجو

تذرو و باغ شهپر داده با او

نگویم پر یکی پروانه دشت

که سرگردان به گرد او همی گشت

همای آسا بهر جانب روان است

پر طاوس او را سایه بان است

رسانده پر بدانجا پایه خویش

کشیده سرو را در سایه خویش

کمر بسته چو کوه آن دشت پیما

نهاده پای در دامان صحرا

خدنگ غمزه اش تا پر نشسته

میان سینه پیکان زنگ بسته

فغان زنگ او تا در میان است

مرا افغان میان جان نهان است

چو زنگ او لب پر خنده دارم

دل خود را با فغان زنده دارم

هوای شهپر او حاصلم برد

فغان زنگ او زنگ از دلم برد

بر آن شاخ گل تا پر نهاده

مرا سودای او بر سر فتاده

نهال قامت آن سرو مانند

فرو رفته به گرداب کمربند

بیا ای سیدا ختم سخن کن

سخن با عندلیبان چمن کن

به یادش بعد ازین دلریش منشین

کمربسته به خون خویش بنشین

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۱۸ - در بیان تعریف طشت گر چنین گویدنگار طشتگر دارد دل سخت
  2. شمارهٔ ۱۹ - در تعریف قصاب پسر گویدمه قصاب من شوخیست خونریز
  3. شمارهٔ ۲۰ - در بیان حضرت عبیدالله خان شهربخارا را آئین بستنبحمدالله که بعد از روزگاری
  4. شمارهٔ ۲۱ - عریضه فرستادن عبدالکریم بی از ولایت سمرقند به شاه جم نشان یعنی حضرت عبدالعزیز خان و عزیمت کردن خان از بخارا به کرمینه و آمدن اورگنجی و به شهر بخارا درآمده و غارت کردن و شرح آندم صبح با شاه خیرالبشر
  5. شمارهٔ ۲۲ - متوجه شدن خان جنت آشیان از ولایت فاطر بخارا به طوف مزار فیض آثار حضرت شاه نقشبند و عنان عزیمت به جانب آقتاچ کشیدن از آنجا به دارالسلطنه سمرقند خرامیدنرقم سنج این دفتر پر نهیب
  6. شمارهٔ ۲۳ - متوجه شدن حضرت جنت مکان از میانکال با ساپه بیکران به جانب ساغرچ و فرستادن قاضی عبدالرحمن به سوی ده بیددم صبح کاین خسرو تاج بخش
  7. شمارهٔ ۲۴ - عریضه فرستادن محمد نظربی به ولایت بلخ به حضرت سبحانقلی خان و شنیدن خان جنت آشیان مخالفت نمودن او را بعد از آن غازی بی و الله بردی را با سپاه بیکران فرمودن آنها را رفته بیگاهی خودها را به ولایت قرشی انداخته محمد نظربی را بسته فرستادن گذشته به دم صبح سلطان گردون شکوه
  8. شمارهٔ ۲۵ - عزیمت نمودن خان فردوس مکان حضرت سبحانقلی خان از ولایت بخارا به طوف مزار فیض آثار حضرت شاه نقشبند و از آنجا به ولایت بلخ متوجه شدندم صبح خورشید زرین رکاب
همه‌ی مثنویات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.