پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مثنویات

شمارهٔ ۱۸ - در بیان تعریف طشت گر چنین گوید

نگار طشتگر دارد دل سخت

مرا باشد چو انگشتش سیه بخت

چو انگشت از سوادش منفعل شام

ره آمد شدن گم کرده ایام

دکان اوست پر از آتش گل

دم او آه آتشبار بلبل

چه دکان کعبه آتش پرستان

چه دم باد سموم دشت حرمان

تنم بگداخته از آتش او

بود چون شعله قد سرکش او

چه آتش برق از دودش رمیده

ز بیمش شعله در سنگ آرمیده

به یادش سوختم بنیاد هستی

شد اکنون پیشه ام آتش پرستی

چو انگشت آتشم افگنده بر جان

سر خود دیده ام در پای سندان

چه سندان روی او آئینه روح

چه سندان لنگری در کشتی نوح

ز کوه قاف برده آفرین را

شکسته گردن گاو زمین را

دکانش را نباشد از کس اندوه

ز سندان است او را پشت بر کوه

دکان او بود سر منزل من

بود چون کوره آتش دل من

چه کوره ظرف آتشبار دوران

چه کوره آسمان از وی هراسان

اگر یک دم شوم از وصل او دور

کند هر مو در اعضا کار انبور

چه انبور اژدهای آدمی خوار

خلاصی یافتن زو هست دشوار

غمش آتش زده در خانه من

نمی آید سوی کاشانه من

روم هر روز بر طوف دکانش

سر خود را نهم بر آستانش

ز احوال دلم او را خبر نی

به بالینم دمی او را گذر نی

مرا سودای او بی تاب کرده

دلم را آتش او آب کرده

اگر می شد مرا از زر دم گرم

دل چون آهنش می ساختم نرم

مرا از بی زری باشد رخ زرد

عبث می کوبم اکنون آهن سرد

بده ساقی شراب بی غش من

دم آبی بزن بر آتش من

به جانم شعله غم آتش افروخت

دلم چون سیدا از تشنگی سوخت

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۰ - در بیان حضرت عبیدالله خان شهربخارا را آئین بستنبحمدالله که بعد از روزگاری
  2. شمارهٔ ۲۱ - عریضه فرستادن عبدالکریم بی از ولایت سمرقند به شاه جم نشان یعنی حضرت عبدالعزیز خان و عزیمت کردن خان از بخارا به کرمینه و آمدن اورگنجی و به شهر بخارا درآمده و غارت کردن و شرح آندم صبح با شاه خیرالبشر
  3. شمارهٔ ۲۲ - متوجه شدن خان جنت آشیان از ولایت فاطر بخارا به طوف مزار فیض آثار حضرت شاه نقشبند و عنان عزیمت به جانب آقتاچ کشیدن از آنجا به دارالسلطنه سمرقند خرامیدنرقم سنج این دفتر پر نهیب
  4. شمارهٔ ۲۳ - متوجه شدن حضرت جنت مکان از میانکال با ساپه بیکران به جانب ساغرچ و فرستادن قاضی عبدالرحمن به سوی ده بیددم صبح کاین خسرو تاج بخش
  5. شمارهٔ ۲۴ - عریضه فرستادن محمد نظربی به ولایت بلخ به حضرت سبحانقلی خان و شنیدن خان جنت آشیان مخالفت نمودن او را بعد از آن غازی بی و الله بردی را با سپاه بیکران فرمودن آنها را رفته بیگاهی خودها را به ولایت قرشی انداخته محمد نظربی را بسته فرستادن گذشته به دم صبح سلطان گردون شکوه
  6. شمارهٔ ۲۵ - عزیمت نمودن خان فردوس مکان حضرت سبحانقلی خان از ولایت بخارا به طوف مزار فیض آثار حضرت شاه نقشبند و از آنجا به ولایت بلخ متوجه شدندم صبح خورشید زرین رکاب
  7. شمارهٔ ۲۶ - متوجه شدن حضرت خان فردوس مکان بعد از گذشتن دریا به جانب بلخ در قوشخانه فروز آمدن و خبر یافتن اهل بلخ و آمدن خان را و دروازه را بر روی خود کشیده محاصره شدن و در فکر کار خود شدندم صبح کین ماهی زرنگار
  8. شمارهٔ ۲۷ - ایلچی فرستادن خان فردوس مکان یوسف خواجه نقشبندی را جواب مقرر نایافتن دویم قلیچ بی را فرستاده و ابواب متفصل مفتوح شدن و داخل به شهر بلخ و مغضوب شدندم صبح کاین خسرو قلعه گیر
همه‌ی مثنویات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.