فهرست اشعار
- بخش ۱ ای رفیقان بشنوید این داستان
- بخش ۲ میزدندی فاش بی اندازهتر
- بخش ۳ - حدیث قدسی:من تقرب الی شبراً تقربت ذراعا و من تقرب ذراعا تقربت باعا هرکه نزدیک من آید یک ذراع
- بخش ۴ - بیان بقیه قصه طوطی و شاه چونکه شه را بود با طوطی نظر
- بخش ۵ - به جزیره فرستادن شاه طوطی را یک جزیره بود در اقلیم شاه
- بخش ۶ - در بیان عهد و پیمان گرفتن شاه از طوطی گفت از هجرانت اکنون ای هما
- بخش ۷ - نصیحت شاه برای طوطی گرچه از من میشوی اکنون جدا
- بخش ۸ - حدیث:من مات ولم یعرف امام زمانه فقد مات میتة الجاهلیه پیر نبود آنکه مویش شد سفید
- بخش ۹ - عهد و میثاق شاه با طوطی گفت شه باشد مرا عهد دیگر
- بخش ۱۰ - امر الهی به ملائکه به سجده حضرت آدم و معنی عبودیت و وظیفه آن چونکه آدم را خداوند مجید
- بخش ۱۱ - تمرد شیطان از سجده آدم من همه نور و ضیاء آن تیره رو
- بخش ۱۲ - داستان گرگ و خر و مذمت حرص و طمع یک خری افتاد و پای آن شکست
- بخش ۱۳ - مناجات با قاضی الحاجات ای خدا من رهرویام ناتوان
- بخش ۱۴ - رجوع به داستان گرگ و خر و ذلت عاقبت طمع کاری الغرض آن خر به صحرا اوفتاد
- بخش ۱۵ - قصه ی کودک و ذلت طماع از طمع کودکی را بود نانی با عسل
- بخش ۱۶ - بقیه قصه گرگ و خر چون شنید آن گرگ از خر نعل زر
- بخش ۱۷ - بیان بقیه ی تمرد شیطان از امر حق تعالی و مردود شدن آن همچو آن دیو رجیم کشتنی
- بخش ۱۸ - قرار گرفتن دل در جانب چپ سینهات را روشنی بینی ز راست
- بخش ۱۹ - بیان مکر و عداوت شیطان به فرزندان آدم چون ز ترک سجده آن دیو رجیم
- بخش ۲۰ - اشاره به حدیث شریف موتوا قبل ان تموتوا دل ازین دیوار خاکی کن جدا
- بخش ۲۱ - نداهای جان پس از جدایی از تن گر نبودی پنبه اندر گوش تو
- بخش ۲۲ - راه وصول به مقصد ای برادر این ره بازار نیست
- بخش ۲۳ - بیان اینکه اینها همه طلسم است و هرکه آن را بشکند به مقصد می رسد هان چو مردان بشکن این محکم طلسم
- بخش ۲۴ - بیان نکوهش دنیا و مذمت اهل دنیا سوی دنیا بنگر و احوال آن
- بخش ۲۵ - بیان در رنج سلاطین و حکام روز و شب مشغول پاس خویشتن
- بخش ۲۶ - در بیان حال و ابتلای ارباب جاه و مکنت داد خواهانش گرفته راهها
- بخش ۲۷ - رنج و محنت اهل زرع و تجارت و ثروت دیگری در کار زرع است و شیار
- بخش ۲۸ - ادامه ی داستان طوطی و شاه و رفتن به جزیره باز گردم بر سر آن داستان
- بخش ۲۹ - گرفتار شدن پادشاه به دست زنگیان پادشاهی بود در مغرب زمین
- بخش ۳۰ - تتمه حال پادشاه و زنگیان از قضا فوجی ز زنگ تیره روی
- بخش ۳۱ - حکایت آدم آبی و سیاحت او در روی زمین بالله ار بشناسی ایشان را درست
- بخش ۳۲ - امر سیم که آدم آبی بیان کرد از بیوفایی دنیا دیدهٔ آغازبین برکنده باد
- بخش ۳۳ - اهل و عیال، فرزند طماع یا دشمنان دوست نما آنچه خواهد بر تو فرزند و زنت
- بخش ۳۴ - دنباله داستان شاه و گرفتاری او به دست زنگیان زنگیان را چون تصور کرده شاه
- بخش ۳۵ - حکایت بد یکی طرار از اهل دوان
- بخش ۳۶ - در بیان آنکه جمیع آفات و آلام از خودبینی می باشد دوزخی دان این خودی را ای رفیق
- بخش ۳۷ - پندار و خودبینی موری که پر درآورده گفت اینست آنچه گویند آفتاب
- بخش ۳۸ - منازعهٔ جسم و جان و میل به عالم علوی و سفلی جان علوی پر زند بر هم همی
- بخش ۳۹ - حکایت در سیر و سلوک به سوی حق آن یکی را داد سلطان عزیز
- بخش ۴۰ - در بیان اینکه مکث در دنیا بر هرکس محال است هان نپنداری که چون آید به سر
- بخش ۴۱ - در بیان آنکه چون سفر را نهایت نیست لازم می آید سبکبار و چالاک بود نیست راحت تا سفر آید به سر
- بخش ۴۲ - بیان اینکه به جهت امتحان دیدنیها پوشیده می شود ز امتحان نادیدنیها دیده شد
- بخش ۴۳ - حکایت خلیفه با طاوس یمانی آن خلیفه میشدی اندر حرم
- بخش ۴۴ - مناجات به درگاه قاضی الحاجات ای خدا از خود دو چشمم کور کن
- بخش ۴۵ - در بیان اشتیاق به تشرف سرّمن رأی و استمداد از امام عصر ع ناقه راند روز و شب با صد شعف
- بخش ۴۶ - بقیه داستان طوطی و شاه با دل شاد این زمان ای نیکخو
- بخش ۴۷ - گرد آمدن اطفال به دور فخر کاینات ص آن شنیدهستی که شاهنشاه دین
- بخش ۴۸ - طلب کردن حسنین شتر از جد بزرگوار در روز عید اینچنین آمد حدیث از راویان
- بخش ۴۹ - در بیان اینکه پیغمبر از پدر مهربانتر است شغل او تحصیل آب و نان تو
- بخش ۵۰ - در توسل جستن به فخر کاینات حضرت خاتم انبیاء ص یا رسولالله یا غوثالامم
- بخش ۵۱ - تتمه حدیث روز عید و حضرات حسنین الغرض گفتند آن شهزادگان
- بخش ۵۲ - در بیان حدیث لولاک لما خلقت الافلاک هم فرستد درد و هم درمان دهد
- بخش ۵۳ - داستان سید انبیاء ص با کودکان عرب این صحابه جملگی در مسجدند
- بخش ۵۴ - خریدن خاتم انبیاء ص خود را به گردکان هان و هان ما را از این طفلان بخر
- بخش ۵۵ - مرد عارفی که شنید مکالمه زن را با شوهر عارفی میرفت روزی در رهی
- بخش ۵۶ - شرح حدیث قدسی کنت کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف خواست تا گردد عیان و آشکار
- بخش ۵۷ - تتمه حکایت مرد عارف با زن خود گفت آن عارف که با من گفت باز
- بخش ۵۸ - در بیان اشاره به حدیث نیة المؤمن خیر من عمله زان سبب فرمود آن شاه اجل
- بخش ۵۹ - حکایت عارفی که شب به گدایی رفت بود در شهری یکی مرد خدای
- بخش ۶۰ - حکایت سمنون محب که بلا طلبید و طاقت نیاورد و از پا درآمد برد سمنون محب را شور عشق
متن اشعار به نقل از گنجور.