پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

باب چهارم

دروغهای حرامی که مردم در آنها سهل انگارند

و از جمله دروغهایی که مردم آن را سهل می دانند و در واقع حرام است، آن است که کسی وارد شود بر دیگری که مشغول اکل «خوردن» باشد و او را تکلیف به خوردن طعام و او گرسنه باشد و بگوید: اشتها ندارم «بدون غرض صحیح شرعی مثل آنکه آن طعام را حرام داند».

و از جمله دورغهای متعارف که از گناهان شدیده، و غائله آن عظیم است آن است که می گویند: خدا می داند که چنین است و حال اینکه می داند که چنین نیست و خدا خلاف آن را می داند.

و از عیسی بن مریم علیه السلام منقول است که «این اعظم گناهان است در نزد خدا» و در بعضی روایات رسیده است که «چون بنده، خد را گواه گیرد بر امر خلاف واقعی، خداوند عالم گوید از من ضعیف تری نیافتی که مرا بر این امر دروغ، شاهد آوردی».

و از جمله انواع دروغ، بلکه شدیدترین و بدترین آنها شهادت دروغ است و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم کسی را که شهادت دروغ بدهد با بت پرست مساوی قرار داد» و از آن جمله، یاد نمودن قسم دروغ است و حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند «کسی که متاع خود را به قسم دروغ بفروشد، از جمله کسانی است که خدای تعالی در روز قیامت با او سخن نمی گوید و نظر رحمت بر او نمی افکند و عمل او را قبول نمی کند» بلکه قسم بسیار خوردن راست، مذموم است و نام بزرگ «ملک علام الغیوب» را به سبب هر چیز جزئی حقیر در میان آوردن، سوء ادب است و در حدیثی وارد است که «خدای تعالی فروشنده ای را که بسیار قسم خورد دشمن دارد» و از احادیث مستفاد می شود که «قسم بسیار خوردن، باعث تنگی روزی و فقر می گردد».

و از جمله دروغها، خلف وعده نمودن است، و آن نیز حرام است و وفای به شرط و وعده، واجب و لازم است حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که «هر که ایمان به خدا و روز جزا دارد باید چون وعده نماید، به آن وعده وفا کند» و آن سرور، کسی را که عهد کند و عزم و وفای به آن را نداشته باشد از جمله منافقین شمرده و از جمله دروغهایی که اکثر مردمان به آن مبتلا هستند و بدترین انواع دروغهاست، دروغ گفتن با خداست، که آدمی مطلبی در نماز به خدا، با مناجات به پروردگار عرض کند و از آن، در خدمت آن جناب خبر دهد و آن خلاف واقع باشد مثل اینکه: چون داخل نماز شود بگوید: «إنی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الأرض» یعنی «متوجه ساختم روی دل خود را به خداوندی که آسمان ها و زمین را آفرید» و در آن وقت دل او از این مطلب بی خبر باشد و در کوچه و بازار و حجره و دکان به صدهزار فکر بیهوده مشغول باشد، زیرا در آن وقت آنچه عرض کرده دروغگو است و در خدمت پروردگار و حضور ملائکه کبار به چنین دروغی اقدام نموده و همچنین چون می گوید: «ایاک نعبد و ایاک نستعین» یعنی «ترا پرستش می کنم و بس، و یاری و استعانت و مددکاری تو می خواهم و بس» وقتی راست است که دنیا و آخرت در نظر او بی اعتبار، و ذره ای از دین خود را در مقابل همه دنیا ندهد، چون اگر چنین باشد دنیاپرست خواهد بود و باید امید یاری و چشم مددکاری از احدی به جز ذات پاک باری نداشته باشد و الا در عرض این مطلب، کاذب خواهد بود و چه زشت بنده و قبیح شخصی باشد که در حضور پروردگار خود ایستاده باشد و به دروغگویی مشغول باشد، و بداند که او کذب او را می داند زهی بی شرمی و قباحت و بی حیائی و بی آزرمی.

ادامه‌ی باب چهارم

  1. دروغ گفتن مایه رسواییو اغلب اوقات آن است که دروغ گفتن، باعث رسوایی و فضیحت، و بازماندن از مقاصد و مطالب می گردد و عزت آدمی تمام می گردد.
  2. فصل - صدق و راستگوییضد دروغگویی، صدق است، که راستگویی است و آن اشرف صفات نفسانیه و رئیس اخلاق ملکیه است خداوندگار عالم می فرماید: «اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» یعنی «بپرهیزید از خدا و با راستگویان بوده باشید» و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که: «شش خصلت
  3. دروغ در اعمال و رفتارو اما کذب در کردار و اعمال آن است که در ظاهر اعمالی از او سرزند که دلالت کند بر خوبی در باطن او، و باطن او از آن بی خبر بوده باشد، یعنی باطن او موافق ظاهر نباشد و صدق در آن، این است که باطن و ظاهر یکسان و مطابق بود یا باطن از ظاهر بهتر و آراسته تر باشد و
  4. در اخلاق و مقامات دیناما کذب در اخلاق و مقامات دین، آن است که ادعای صفاتی چند کند، چون: خوف از خدا و رجا و صبر و شکر و تسلیم و رضا و معرفت و زهد و امثال اینها، و اسم آنها را بر خود ببندد و از حقیقت و آثار آنها بی خبر باشد و در او از لوازم آنها اثری نباشد و چنین شخصی نیز کاذب
  5. فایده - مفاسد و آفات زبانبدان که بسیاری از آفات مذکوره در این مقام و در سابق بر این، از غیبت و بهتان و دروغ و شماتت و سخریت و جدال و مراء و مزاح و تکلم به «مالایعنی» و فحش و غیر اینها، از مفاسد زبان است و ضرر این عضو به انسان، بیشتر از سایر اعضا است و آفات آن افزون تر از آفات سای
  6. خاموشی ضد آفات و مفاسد زبانو بدان که: ضد همه آفات زبان و مفاسد آن، صمت و خاموشی است و کسی را خلاصی از آفات زبان جز به آن نیست و آن از محاسن شیم، و صاحب آن در نزد همه کس عزیز و محترم است و باعث جمعیت خاطر و افکار، و موجب دوام هیبت و وقار، و فراغت از برای ذکر و عبادت، و سلامتی در دنی
  7. صفت نوزدهم - حب جاه، شهرت، و ریاستو حقیقت «جاه»، تسخیر قلوب مردم و مالک شدن دلهای ایشان است همچنان که مالداری، تسخیر اعیان و درهم و دینار و ضیاع و عقار و غلام و کنیز و امثال آنها است و در وقتی که دلها مسخر کسی می گردند که اعتقاد صفت کمالی در حق آن کس نماید، خواه آن صفت کمال واقعی باشد چون
  8. فصل - آیات و روایات در مذمت حب جاه طلبیبدان که حب جاه و شهرت، از مهلکات عظیمه، و طالب آن، طالب آفات دنیویه و اخرویه است و کسی که اسم او مشهور و آوازه او بلند شد، کم می شود که دنیا و آخرت او سالم بماند، مگر کسی را که خداوند عالم به حکمت کامله خود به جهت نشر احکام دین برگزیده باشد.
همه‌ی باب چهارم ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.