پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

باب چهارم

فایده - مفاسد و آفات زبان

بدان که بسیاری از آفات مذکوره در این مقام و در سابق بر این، از غیبت و بهتان و دروغ و شماتت و سخریت و جدال و مراء و مزاح و تکلم به «مالایعنی» و فحش و غیر اینها، از مفاسد زبان است و ضرر این عضو به انسان، بیشتر از سایر اعضا است و آفات آن افزون تر از آفات سایر جوارح است و مفاسد این عضو، اگر چه از معاصی ظاهره است، که شأن علم اخلاق گفتگوی از آنها نیست و لیکن هر یک از اینها منجر به اخلاق رذیله و ملکات فاسده می گردد، زیرا رسوخ ملکات و اخلاق در نفس، به واسطه تکرار اعمال و افعال است پس طالب معالی اخلاق را لازم است که محافظت نفس و اعضا هر دو را بنماید و چنانکه مذکور شد عمده اعضائی که مصدر افعال ذمیمه است که مودی به اخلاق رذیله است، زبان است و آن بهترین آلات شیطان است در گمراه کردن بنی نوع انسان، چون این عضو است فسیح المیدان و وسیع الجولان، مجال آن بی حد و بی نهایت، و استعمال آن در غایت سهولت، و سرکشی آن از سایر اعضا بیشتر است پس هرکه آن را مطلق العنان ساخت، شیطان او را به وادی ضلالت رسانید و به سر منزل خذلان و هلاکت کشانید پس محافظت آن و مراقبت احوال آن واجب و لازم است و کسی از شر زبان نجات نمی یابد مگر آن را به قید شریعت، مقید سازد، و عنان آن را کشیده رها نکند، مگر در سخنی که نفع لازمی از برای دنیا و آخرت داشته باشد.

و از این جهت است که در اخبار بسیار امر به حفظ این عضو، و مراقبت احوال آن وارد شده.

حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک او است که زبان باشد و آنچه میان دو پای او است، من از برای او بهشت رامتعهد می شوم» و فرمود «هر که محفوظ باشد از شر شکم و فرج و زبان خود، پس به تحقیق که از همه شرور محفوظ است» شخصی به آن حضرت عرض کرد که «راه نجات چیست؟ فرمود: زبان خود را نگاهدار» و دیگری عرض کرد که «از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: «بیشتر چیزی که مردمان را داخل جهنم می کند زبان است و فرج» و فرمود: «چون فرزند آدم داخل صبح شود همه اعضا و جوارح او متوجه زبان گردند و گویند: در حق ما از خدا بترس، اگر راست باشی همه ما راستیم و اگر تو کج شوی همه ما کج می شویم» و مروی است که «هر روز صبح، زبان به اعضا می گوید «کیف اصبحتم؟» چگونه داخل صبح شدید و چگونه است حال شما؟ گویند: اگر تو ما را به حال خود بگذاری امر ما به خیر و خوبی است» و نیز از آن حضرت مروی است که «خدا زبان را عذاب کند به عذابی که هیچ یک از اعضا و جوارح را آن عذاب نکند زبان گوید: پروردگارا مرا عذابی کردی که هیچ یک از سایر اعضا و جوارح را چنین عذابی ننمودی؟ خطاب رسد که یک کلمه از تو سرزد که به مشرق و مغرب رسید که به واسطه آن خونهای محترم بر زمین ریخته شد و مالها به نهب و غارت رفت و فرج حرام بر باد رفت به عزت خودم قسم که تو را عذابی نمایم که هیچ یک از جوارح و اعضا را چنان عذاب نکنم» و حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود که: «مرد در زیر زبان خود پنهان است، پس هر چه می گوئی به عقل خود بسنج پس اگر سخنی باشد که از برای خدا باشد بگو، و الا سکوت کردن بهتر است» و از حضرت صادق علیه السلام مروی است که «هیچ روزی نیست مگر اینکه هر عضوی از اعضا به زبان خطاب می کند و می گوید: تو را به خدا قسم می دهم که ما را به عذاب نیندازی» آری، منشأ اکثر محنتهای دنیویه و مفاسد دینیه آن زبان است.

زبان بسیار سر بر باد داده است

زبان، سر را عدوی خانه زاد است

بسا پرده ها که به واسطه زبان دریده شده و چه آبروها که به سبب یک سخن بی جا بر خاک ریخته شده چه اشخاص که در دلها با وقع و وقار، و به یک کلام ناهنجار از درجه اعتبار ساقط گردیده اند.

منقول است که «شخصی که در ظاهر به آثار فطانت و فضیلت آراسته بود به مجلس یکی از اعاظم علما وارد شد آن عالم در احترام او کوشیده و از بیم نکته گیری و احتیاط برتری، سخن و درسی و بحث خود را قطع نموده مدتی به سکوت گذرانیده و آن شخص نیز ساکت بود و از سکوت او هیبت و وقع او در دل آن عالم می افزود آخر خواست تا او را امتحان نماید در نهایت ادب به او گفت: چرا سخنی نمی فرمائید؟ گفت: چه گویم؟ گفت: از مسأله ای سخن گوی گفت: هرگاه کسی روزه باشد چه وقت می تواند افطار نمود؟ گفت: چون آفتاب غروب کند آن شخص گفت: هرگاه تا نصف شب غروب نکند چه باید کرد؟ گفت: باید افطار نکرد و به خاطر جمع، مشغول درس و بحث خود شد».

پس عاقل را لازم است که مراقب زبان خود باشد و از فتنه آن غافل نگردد.

زبان بریده، به کنجی نشسته صم بکم

به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

ادامه‌ی باب چهارم

  1. صفت نوزدهم - حب جاه، شهرت، و ریاستو حقیقت «جاه»، تسخیر قلوب مردم و مالک شدن دلهای ایشان است همچنان که مالداری، تسخیر اعیان و درهم و دینار و ضیاع و عقار و غلام و کنیز و امثال آنها است و در وقتی که دلها مسخر کسی می گردند که اعتقاد صفت کمالی در حق آن کس نماید، خواه آن صفت کمال واقعی باشد چون
  2. فصل - آیات و روایات در مذمت حب جاه طلبیبدان که حب جاه و شهرت، از مهلکات عظیمه، و طالب آن، طالب آفات دنیویه و اخرویه است و کسی که اسم او مشهور و آوازه او بلند شد، کم می شود که دنیا و آخرت او سالم بماند، مگر کسی را که خداوند عالم به حکمت کامله خود به جهت نشر احکام دین برگزیده باشد.
  3. فصل - ریاست بی ضرر و ممدوحبدان که اگر چه حب جاه و شهرت از مهلکات عظیمه است و لیکن نه چنین است که جمیع اقسام بدین مثابه باشند و تفصیل این اجمال آنکه: چون دنیا مزرعه آخرت است و همچنان که از مال و منال دنیوی تحصیل توشه آخرت می توان نمود، همچنین فی الجمله جاهی نیز معین تحصیل کمالات اخ
  4. فصل - علاج علمی و عملی مرض حب جاه و ریاستبدان که آوازه شهرت و علاج آن چون معالجه سایر امراض نفسانیه مرکب است از علمی و عملی اما معالجه علمی آن است که اولا بدان که استحقاق بزرگی و حکومت و فرمانفرمایی و سلطنت و اجلال و سروری و علو و برتری، مختص ذات پاک مالک الملوک است که نقص و زوال را در ساحت جلال
  5. معالجه عملی حب جاهو اما معالجه عملی حب جاه، آن است که گمنامی و گوشه نشینی را اختیار کنی و از مواضعی که در آنجا مشهور هستی، و أهالی آن در صدد احترام تو هستند مسافرت و هجرت کنی و به مواضعی که در آنجا گمنام باشی مسکن نمایی و مجرد گوشه نشینی در خانه خود در آن شهری که مشهوری فا
  6. فصل - شرافت گمنامی و بی اعتباری در نظر مردمبدان که ضد حب جاه و شهرت محبت گمنامی و بی اعتباری خود در نظر مردم است و آن شعبه ای است از زهد و از جمله صفات حسنه مومنین و خصال پسندیده مقربین است.
  7. صفت بیستم - دوست داشتن مدح و ثنا، و کراهت بدنامییعنی: هر که طالب آن باشد که مدح او کنند و خوش آمد او گویند، و متنفر باشد از اینکه: بدگویی او کنند و این صفت، نتیجه حب جاه است و از مهلکات عظیمه است، زیرا هر کس که دوست دارد مدح او کنند و می ترسد از مذمت، پیوسته طالب رضای مردم است و گفتار و کردار خود را بر
  8. اسباب مدح و خوش آمدگوییو بدان که از برای حب مدح و خوش آمدگویی چند سبب است:
همه‌ی باب چهارم ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.