پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

باب چهارم

در اخلاق و مقامات دین

اما کذب در اخلاق و مقامات دین، آن است که ادعای صفاتی چند کند، چون: خوف از خدا و رجا و صبر و شکر و تسلیم و رضا و معرفت و زهد و امثال اینها، و اسم آنها را بر خود ببندد و از حقیقت و آثار آنها بی خبر باشد و در او از لوازم آنها اثری نباشد و چنین شخصی نیز کاذب است مثلا ملاحظه می کنیم که چنانچه کسی از پادشاهی قهار، یا امیری صاحب اقتدار به جهت خیانتی که از او سر زده یا تقصیری که مرتکب شده خائف شود چهره او زرد، و نفس او سرد، و خواب و خوراک بر او دشوار، و عیش و تنعم براو ناگوار، خاطر او پریشان، و اعضا و جوارح او مضطرب و لرزان می شود بلکه بسا باشد که ترک اهل دنیا و عیال و مال و منال خود می کند و در ولایات غربت به تنهائی و مشقت می سازد و این همه از خوف و بیم آن کسی است که از او ترسیده و این خوف، خوف صادق، و صاحب آن خائف است.

و اما کسی که دعوی ترس از پروردگار، و خوف از کژدم و مار جهنم می کند، هیچ اثری از آن در وجنات احوالش ظاهر نه بلکه شب و روز به خورد و خواب مشغول، و عمر او به عیش و عشرت مصروف، هر ساعتی چندین تقصیر از او صادر، و هر روزی معصیتی را مرتکب می گردد و چنین شخصی کاذب، و اسم خوف را بر خود بسته است .

و مخفی نماند که این مقامات و مراتب را نهایتی متصور نیست تا ممکن باشد احدی به نهایت آنها برسد بلکه از آنها هر کسی را یک نصیبی داده اند.

و از این سبب بود که: «خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم چون حضرت روح القدس را به صورت اصلی او دید که پرهای او از مشرق تا مغرب را فروگرفته بیهوش گشته به زمین افتاد و چون به هوش آمد، جبرئیل به صورت اول عود نمود، فرمود: ای جبرئیل من هیچ مخلوقی را به این عظمت تصور نمی کردم عرض کرد: پس چه خواهی گفت اگر اسرافیل را ببینی که قائمه عرش الهی را به دوش گرفته و پاهای او آسمان ها و زمینها را شکافته و با وجود این، از عظمت خدا به قدر گنجشک کوچکی می گردد» و این و امثال این که از اعاظم ملائکه مقربین و انبیای مرسلین منقول است همه از قوت معرفت ایشان است به عظمت و جلال خداوند و حال آنکه آنچه ایشان یافته اند قطره های است از دریای بی منتهای عظمت الهی، و بالاتر از آن مراتب غیرمتناهیه است.

نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم

نه در ذیل وصفش رسد دست فهم

نه ادراک در کنه ذاتش رسد

نه فکرت به غور صفاتش رسد

که خاصان در این ره فرس رانده اند

به لا احصی از تک فرو مانده اند

بلکه احدی را طاقت و قوت درک عظمت حقیقت آن جناب نیست و چنانچه نور جلال و عظمت او بر موجودات امکان تابد. بنیاد هستی ایشان را از هم بریزد.

آتش فکنی یکسره در خرمن هستی

روزی ز پس پرده اگر رخ بنمائی

پر عنبر سارا کنی این حقه گردون

گر یک گره از طره مشکین بگشائی

و از این جهت است که در اخبار وارد است که «بنده به حقیقت ایمان نمی رسد تا اینکه همه مردم را در شناخت خدا احمق بیند» و در حدیثی دیگر است که «احدی به حقیقت ایمان نمی رسد تا اینکه همه مردم را در جنب معرفت خدا چون شتران ملاحظه نماید» پس بنده صادق در جمیع مقامات دین عزیز و نایاب است و از علامت صدق در این مقام، آن است که تحمل همه شداید و مصایب را نماید و زبان به اظهار آنها نگشاید عمر خود را به طاعت و عبادت صرف نماید و آنها را از خلق بپوشاند.

مروی است که «به موسی بن عمران علیه السلام وحی رسید که چون من بنده ای از بندگان خود را دوست دارم او را مبتلا می سازم به بلائی که کوهها توانائی تحمل آن را نداشته باشند، تا بینم در دعوای بندگی و محبت، صادق است یا نه! پس اگر او را صادق و صابر یافتم او را ولی و حبیب خود قرار می دهم و اگر بی صبر و جزعناک دیدم که به هر جا زبان شکوه می گشاید او را مخذول و منکوب می سازم و هیچ باک ندارم».

ادامه‌ی باب چهارم

  1. خاموشی ضد آفات و مفاسد زبانو بدان که: ضد همه آفات زبان و مفاسد آن، صمت و خاموشی است و کسی را خلاصی از آفات زبان جز به آن نیست و آن از محاسن شیم، و صاحب آن در نزد همه کس عزیز و محترم است و باعث جمعیت خاطر و افکار، و موجب دوام هیبت و وقار، و فراغت از برای ذکر و عبادت، و سلامتی در دنی
  2. صفت نوزدهم - حب جاه، شهرت، و ریاستو حقیقت «جاه»، تسخیر قلوب مردم و مالک شدن دلهای ایشان است همچنان که مالداری، تسخیر اعیان و درهم و دینار و ضیاع و عقار و غلام و کنیز و امثال آنها است و در وقتی که دلها مسخر کسی می گردند که اعتقاد صفت کمالی در حق آن کس نماید، خواه آن صفت کمال واقعی باشد چون
  3. فصل - آیات و روایات در مذمت حب جاه طلبیبدان که حب جاه و شهرت، از مهلکات عظیمه، و طالب آن، طالب آفات دنیویه و اخرویه است و کسی که اسم او مشهور و آوازه او بلند شد، کم می شود که دنیا و آخرت او سالم بماند، مگر کسی را که خداوند عالم به حکمت کامله خود به جهت نشر احکام دین برگزیده باشد.
  4. فصل - ریاست بی ضرر و ممدوحبدان که اگر چه حب جاه و شهرت از مهلکات عظیمه است و لیکن نه چنین است که جمیع اقسام بدین مثابه باشند و تفصیل این اجمال آنکه: چون دنیا مزرعه آخرت است و همچنان که از مال و منال دنیوی تحصیل توشه آخرت می توان نمود، همچنین فی الجمله جاهی نیز معین تحصیل کمالات اخ
  5. فصل - علاج علمی و عملی مرض حب جاه و ریاستبدان که آوازه شهرت و علاج آن چون معالجه سایر امراض نفسانیه مرکب است از علمی و عملی اما معالجه علمی آن است که اولا بدان که استحقاق بزرگی و حکومت و فرمانفرمایی و سلطنت و اجلال و سروری و علو و برتری، مختص ذات پاک مالک الملوک است که نقص و زوال را در ساحت جلال
  6. معالجه عملی حب جاهو اما معالجه عملی حب جاه، آن است که گمنامی و گوشه نشینی را اختیار کنی و از مواضعی که در آنجا مشهور هستی، و أهالی آن در صدد احترام تو هستند مسافرت و هجرت کنی و به مواضعی که در آنجا گمنام باشی مسکن نمایی و مجرد گوشه نشینی در خانه خود در آن شهری که مشهوری فا
  7. فصل - شرافت گمنامی و بی اعتباری در نظر مردمبدان که ضد حب جاه و شهرت محبت گمنامی و بی اعتباری خود در نظر مردم است و آن شعبه ای است از زهد و از جمله صفات حسنه مومنین و خصال پسندیده مقربین است.
  8. صفت بیستم - دوست داشتن مدح و ثنا، و کراهت بدنامییعنی: هر که طالب آن باشد که مدح او کنند و خوش آمد او گویند، و متنفر باشد از اینکه: بدگویی او کنند و این صفت، نتیجه حب جاه است و از مهلکات عظیمه است، زیرا هر کس که دوست دارد مدح او کنند و می ترسد از مذمت، پیوسته طالب رضای مردم است و گفتار و کردار خود را بر
همه‌ی باب چهارم ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.