پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

باب چهارم

ایثار، بالاترین مرتبه سخاوت

و مخفی نماند که بالاترین مراتب سخاوت، ایثار است، که عبارت است از بخشش وجود، با وجود احتیاج و ضرورت خود و این، مرتبه ای است رفیع، و محلی است عظیم هر کسی را این رتبه حاصل نه، و هر شخصی به این مرتبه واصل نیست خلاق عالم در مدح این طایفه می فرماید: «و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه» یعنی «بودند که اختیار می کردند که «هر مردی که خواهش به چیزی داشته باشد، پس خود را از آن نگاه دارد و دیگری را بر خود اختیار کند، آمرزیده می شود» و این شیوه مرضیه، صفت جلیله، شعار منبع جود و احسان، و برگزیده انس و جان، پیغمبر آخرالزمان صلی الله علیه و آله و سلم و بعد از آن طریقه پیشرو اهل ایمان و امیر مومنان و اولاد طاهرین او علیه السلام بوده.

بعضی از زنان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت که «آن سرور هرگز سه روز پی در پی چیز سیر نخوردی تا از دنیا رفت و هرگاه می خواست می توانست سیر بخورد و لیکن آنچه داشت به مردم می داد و گرسنگان را بر خود مقدم می داشت» مروی است که «موسی بن عمران علیه السلام عرض کرد که پروردگارا بعضی از درجات محمد صلی الله علیه و آله و سلم و امت او را به من بنمای خطاب رسید که ای موسی ترا طاقت دیدن آنها نیست، و لیکن به تو می نمایم یکی از منازل جلیله پیغمبر آخرالزمان را که به واسطه آن او را بر تو و بر جمیع مخلوقات خود تفضیل داده ام پس پرده آسمان ها از پیش دیده موسی علیه السلام برداشته شد، نگاه کرد دید: منزله ای که نزدیک بود که از پرو انوار آن، و قرب آن به حریم خاص الهی، موسی علیه السلام قالب تهی کند عرض کرد: پروردگارا به چه چیز به این کرامت رسیدی؟ فرمود: به صفتی که مخصوص او گردانیدم، که ایثار و اختیار کردن فقرا در ضرورتی بر خود و عیال خود است ای موسی! از امت او احدی به نزد من نمی آید که وقتی از اوقات دیگری را بر خود در ضرورتی اختیار کرده باشد، مگر اینکه شرم می کنم حساب او را برسم و او را در هر جای از بهشت که خواهد جای می دهم» و حکایات ایثار حیدر کرار در السنه و افواه مشهور، و در تواریخ و کتب مسطور است و ایثار آن بزرگوار به جائی رسید که در «لیله المبیت»، حیات پیغمبر را بر حیات خود اختیار کرد، و در خوابگاه خاتم الانبیاء خوابید و به این سبب خداوند عالم بر ملائکه مباهات نمود و آیه «من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» نازل شد و بعد از آن بزرگوار، ائمه اطهار علیه السلام و خواص شیعیان ایشان در این طریقه مرضیه به ایشان اقتدا نموده «مهما امکن» سعی در مراعات این فضیلت می کرده اند.

ادامه‌ی باب چهارم

  1. فصل - میانه روی در مصرف مالچون مذمت بخل را دانستی و معالجه آن را شناختی و فضیلت صفت سخاوت را یافتی و دانستی که آن حد وسط میان بخل و اسراف است و آن عبارت است از صرف کردن مال درمصرفی که واجب یا مستحسن باشد بدان که مصرف واجب، یا مستحسن اعم از این است که واجب یا مستحسن شرعی باشد یا در
  2. فصل - نکات و دقایق باطنی سخاوتاشاره شد به اینکه بذل و عطائی که لازم صفت جود و سخاوت است شامل اموری چند است که بعضی از آنها واجب و برخی مستحب است و در خصوص فضل و ثواب هر یک از آنها اخباری وارد شده، و هر کدام را آداب و شرایط ظاهریه و نکته و دقایق باطنیه ای است و شرایط ظاهریه آنها در کتب
  3. اسرار وجوب زکاهو چون تشدید در امر زکاه را دانستی، بدان که سر در واجب کردن زکاه، بلکه ترغیب به مطلق بذل کردن مال، سه چیز است:
  4. دوم - آداب انفاقو مخفی نماند که کسی که در راه خدا انفاق مال می کند باید بداند که از برای آن آدابی چند است:
  5. علاج منت گذاشتن و ایذای فقیرو اما علاج از منت گذاردن، آن است که بداند که فی الحقیقه فقیر، احسان نسبت به او کرده که صدقه او را قبول نموده، و موجب رستگاری او گردیده است پس باید دهنده، ممنون فقیر باشد و بداند که دست فقیر در گرفتن صدقه نایب دست خداست و آنچه به فقیر می رسد همانا که به خد
  6. فایده - آداب انفاق شوندهبدان که همچنان که از برای دهنده عطایا، آدابی است که مذکور شد، از برای فقیر نیز آدابی چند است:
  7. نفقه اهل و عیالسیم از عطاهای واجبه، نفقه اهل و عیال است و آن نیز به طریقی که در کتب مسطور است از جمله واجبات، و ثواب آن بی حد و احصاء است.
  8. صدقات مستحبهو اما عطاهای مستحبه آن نیز چند نوع است: اول: صدقات مستحبه است و ثواب آن بسیار، و فواید آن بی شمار است.
همه‌ی باب چهارم ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.