پرش به محتوای اصلی
ملا احمد نراقی ملا احمد نراقی

باب چهارم

صدقات مستحبه

و اما عطاهای مستحبه آن نیز چند نوع است: اول: صدقات مستحبه است و ثواب آن بسیار، و فواید آن بی شمار است.

از جناب مستطاب نبوی صلی الله علیه و آله و سلم منقول است که «به درستی که خدائی که جز او خدائی نیست، دفع می کند به صدقه، مرض و مصیبت و سوختن و غرق شدن و خانه برسر فرود آمدن و دیوانگی را و آن یگانه آفاق به همین سیاق هفتاد نوع از شر را شمردند که خدای تعالی به برکت صدقه، آنها را دفع می کند» و از آن حضرت مروی است که «هر کسی در روز قیامت در سایه صدقه خود خواهد بود تا مردم از حساب فارغ شوند» و فرمود که «زمین قیامت آتش است، مگر سایه مومن، که صدقه او وی را سایه می افکند» و نیز از آن جناب مروی است که «هرگاه سائلی در شب به صورت مردی سوال کند، او را رد مکنید» و این تخصیص، به جهت آن است که احتمال می رود که ملکی به صورت مردی در شب سوال می کند به جهت امتحان.

مروی است که «به موسی علیه السلام وحی شد که ای موسی: سائل را اکرام کن به دادن چیز کمی، یا سخن نیکی به درستی که به نزد و می آید کسی که نه انس است و نه جن، بلکه از جمله ملائکه است، که امتحان می کند تو را در نعمتی که من به تو داده ام، و سوال می کند تو را، پس ببین که چگونه رفتار خواهی نمود» و از این جهت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم ترغیب فرمودند بر «رد نکردن سائل، اگر چه بر اسبی سوار باشد» و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که «نیکوئی و صدقه، برطرف می سازد فقر را و می افزاید در عمر و دفع می کند از صاحب خود هفتاد قسم مردن بد را» و از حضرت اما جعفر صادق علیه السلام مروی است که «دوا کنید بیماران خود را به صدقه و دفع نمائید بلا را به دعا و طلب روزی کنید به صدقه به درستی که صدقه از میان زنخ هفتصد شیطان بیرون می آید یعنی چون کسی قصد تصدق کند هفتصد شیطان او را وسوسه می کنند و هیچ چیز بر شیطان گران تر از آن نیست که صدقه به مومنی داده شود و این صدقه ابتدا به دست خدا می رسد پیش از آنکه به دست فقیر برسد» و نیز از آن جناب مروی است که «مستحب است از برای بیمار، که با دست خود چیزی را به سائل بدهد و آن سائل را امر کند که برای او دعا کند» هر که در وقت صباح صدقه بدهد خدا نحوست آن روز را از او دفع کند و در حدیثی دیگر از آن سرور مروی است که «هر که در اول روز، تصدق کند خدا هر شری را که در آن روز از آسمان فرود می آید از او دفع می نماید و هر که در اول شب، تصدق کند خدا هر شری را که در آن شب از آسمان نازل می شود از او برمی دارد» «و آن حضرت چون نماز عشا را به جای می آوردند و پاسی از شب می گذشت انبانی که در آن گوشت و نان و پول بود به دوش می گرفتند و به در خانه فقرای اهل مدینه می بردند، و به ایشان تقسیم می نمودند و کسی آن حضرت را نمی شناخت تا آن حضرت از دنیا رفت فقرا چون دیدند آن تقسیم موقوف شد، یافتند که آن حضرت علیه السلام بوده» از آن حضرت پرسیدند که «سائل از ما سوال می کند و او را نمی شناسیم حضرت فرمود: عطا کن به هر که در دل تو اثر می کند و رحم کن به دل تو می آید» شخصی از آن حضرت سوال کرد که «شخصی به دیگری چیزی می دهد که به فقرا دهد حضرت فرمود که ثواب واسطه، مثل ثواب دهنده است و از ثواب دهنده چیزی کم نمی شود و اگر هفتاد دست بگردد همه ثواب دارند و از ثواب صاحبش چیزی کم نمی شود» و اخبار بسیار در ثواب تصدق آب وارد شده است و در حدیث است که «اول چیزی را که در آخرت ثواب می دهند تصدق آب است» و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که «خدا دوست دارد خنک کردن جگر تشنه را و هر که سیراب کند جگر تشنه را از آب، از چارپا و غیر آن، خدای تعالی او را در سایه عرش خود نگاه می دارد در روزی که هیچ سایه ای نباشد مگر سایه او» و از حضرت امام جعفر صادق علیه مروی است که «هر که آب دهد کسی را در جائی که آب باشد، مثل کسی است که بنده آزاد کند و هر که آب دهد کسی را در موضعی که آب یافت نشود، مثل کسی است که نفسی را زنده کند و کسی که یک تن را زنده کند مثل آن است که همه خلق را زنده کرده باشد» بدان که از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند که «چه صدقه ای افضل است؟ فرمود اینکه تو صدقه دهی در وقتی که بدن تو صحیح باشد و امید زندگانی داشته باشی و از احتیاج بترسی، و نگذاری تا وقتی که جان به گلوی تو برسد بگوئی فلان را این قدر بدهید و فلان را آن قدر» و مخفی نماند که خلافی نیست که صدقات مستحبه را پنهانی دادن افضل، و ثواب آن اکمل است بلی خلاف کرده اند در اینکه آیا از برای فقیر، بهتر آن است که خفیه بگیرد و در نزد مردم اظهار نکند؟ یا افضل آن است که آشکارا کند و در علانیه بگیرد؟ بعضی گفته اند: پنهان افضل است و طایفه ای رفته اند بر اینکه آشکار اولی است و حق آن است که هیچ کدام از این دو قول علی الاطلاق صحیح نیست، بلکه با قصد و نیت مختلف می شود پس طالب سعادت باید ملتفت احوال خود باشد و ملاحظه احوال خود را بکند، هر کدام به قصد قربت نزدیکتر، و از ریا و تلبیس و سایر آفات دورتر باشد آن را اختیار کند مثلا اگر طبع او مایل به اخفای آن باشد و غرض او بیم افتادن از چشم مردم باشد، یا تشویش اینکه دیگر کسی چیزی به او ندهد چون مطلع شود که گرفته است یا امثال اینها آشکارا کند و اگر غرض او رغبت کردن اغنیاء باشد به چیزی دادن به او، و دل او میل به اظهار آن داشته باشد، اظهار نکند، و به روی خود نیاورد و همچنین اگر بفهمد که آنکه داده است می خواهد که او اظهار نکند، و به روی خود نیاورد و همچنین اگر بفهمد که آنکه داده است می خواهد که او اظهار کند و شکرگزاری او را کند و مدح او را نماید، مطلقا اظهار نکند، و به روی خود نیاورد، تا اعانت آن شخص دهنده را بر صفت بدی که دارد نکرده باشد.

و بالجمله باید مراتب دل خود باشد و امثال این دقایق و نکته ها را ملاحظه کند، زیرا که اعمال جوارح و اعضا، و ملاحظه نکردن این نکته ها باعث خنده شیطان و شماتت آن می شود و علم به این دقایق، علمی است که رسیده است که یادگرفتن یک مسئله آن بهتر است از عبادت یک سال، زیرا که به این علم عبادت همه عمر زنده می شود و به جهل به آن، عبادت تمام عمر می رود.

دوم: هدیه است و آن چیزی است که آدمی به جهت برادر مومن خود عطا کند، یا ارسال نماید، خواه فقیر باشد خواه غنی، به جهت اظهار محبت، و تأکید دوستی و این امری است مستحسن و مطلوب و در شرع، پسندیده و مندوب.

حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که «با هم دوستی کنید و هدیه به یکدیگر بفرستید، که آن کینه ها را برطرف می کند» و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام مروی است که «من هدیه از برای برادر مسلم بفرستم دوست تر دارم که مثل آن را تصدق کنم» و حضرت امام جفعر صادق علیه السلام فرمود: «از جمله اکرام آدمی برادر خود را، این است که تحفه او را قبول کند و هر چه داشته باشد به جهت او تحفه بفرستند و تکلف نکند».

ادامه‌ی باب چهارم

  1. آداب میهمانو از برای مهمان نیز آدابی است چند از آن جمله اینکه دعوت برادر مومن را به میهمانی اجابت کند و فرق میان غنی و فقیر نگذارد بلکه به فقیر زودتر وعده دهد و بعد مسافت، مانع وعده دادن او نشود، مگر اینکه بسیار دور باشد.
  2. حق معلوم و حق حصادچهارم: حق معلوم و حق حصاد و حد او و اولی عبارت است: از آنچه که آدمی با خود قرار بگذارد که هر روز، یا هر هفته، یا هر ماه و یا هر سال، از مال خود به فقرا بدهد یا صله رحم به جا آورد، غیر از آنچه واجب است.
  3. فضیلت و ثواب قرض دادنپنجم: قرض دادن است و آن نیز از ثمرات سخاوت و فضل است و ثواب آن بی نهایت است.
  4. مهلت دادن به قرض دار یا حلال کردن اوششم: مهلت دادن قرض داری است که نداشته باشد، یا حلال کردن او و این عمل نیز فضیلت بسیار دارد بلکه از جمله واجبات است.
  5. خوردن مال حرامصفت ششم: مال حرام خوردن و از آن اجتناب نکردن است و آن از نتایج حب دنیا و حرص بر آن است و از اشد مهلکات، و اعظم موانع وصول به سعادات است بیشتر کسانی که به هلاکت رسیده اند سببش آن بوده و اکثر مردم که از فیوضات و سعادات محروم مانده اند به واسطه آن شدی سدی از
  6. فصل - اموال حلال و حرام و مشتبه و درجات آنهابدان که اموال بر سه قسم است: حلال واضح و حرام واضح و مال مشتبه و از برای هر یک از اینها درجات بسیار است، زیرا که مال حرام اگر چه همه آن خبیث است و لیکن بعضی از بعضی خبیث تر است چنانکه حرمت مالی که کسی به معامله فاسده بگیرد با وجود تراضی از یکدیگر، مثل حرم
  7. فصل - فضیلت اجتناب از مال حرامضد عدم اجتناب از مال حرام، اجتناب و احتراز از آن است و آن یکی معنی ورع است و معنی دیگر آن، نگاه داشتن خود است از مطلق معاصی و منع نفس، از هر چه سزاوار نیست و تقوی نیز با ورع، یک معنی دارد و آن نیز بر دو معنی اطلاق می شود.
  8. فصل - مداخل مال حلالبدان که مداخل از حلال، از پنج قسم بیرون نیست:
همه‌ی باب چهارم ←

ملا احمد نراقی درباره‌ی ملا احمد نراقی

حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی متخلص به صفایی (زادهٔ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۱۸۵ یا ۱۱۸۶ ه‍.ق – درگذشته ۱۲۴۵ قمری) دانشمند و مجتهد شیعه، نویسنده و شاعر دورهٔ قاجار بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.