پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

رباعیات

۱,۹۹۴ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۷۲۱ رو نیکی کن که دهر نیکی داند
  2. رباعی شمارهٔ ۷۲۲ زان آب که چرخ از آن بسر می‌گردد
  3. رباعی شمارهٔ ۷۲۳ زان مقصبه صنع تو یکی نی ببرید
  4. رباعی شمارهٔ ۷۲۴ ز اول که مرا عشق نگارم بربود
  5. رباعی شمارهٔ ۷۲۵ زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند
  6. رباعی شمارهٔ ۷۲۶ زلف تو به حسن ذوفنون‌ها برزد
  7. رباعی شمارهٔ ۷۲۷ زندان تو از نجات خوشتر باشد
  8. رباعی شمارهٔ ۷۲۸ زنهار مگو که رهروان نیز نیند
  9. رباعی شمارهٔ ۷۲۹ سر دل عاشقان ز مطرب شنوید
  10. رباعی شمارهٔ ۷۳۰ سر مستان را ز محتسب ترسانند
  11. رباعی شمارهٔ ۷۳۱ سروی که ز باغ پاکبازان باشد
  12. رباعی شمارهٔ ۷۳۲ سرهای درختان گل تر می‌چینند
  13. رباعی شمارهٔ ۷۳۳ سرهای درختان گل رعنا چیدند
  14. رباعی شمارهٔ ۷۳۴ سودای ترا بهانه‌ای بس باشد
  15. رباعی شمارهٔ ۷۳۵ سوز دل عاشقان شررها دارد
  16. رباعی شمارهٔ ۷۳۶ شاد آنکه جمال ماهتابش ببرد
  17. رباعی شمارهٔ ۷۳۷ شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید
  18. رباعی شمارهٔ ۷۳۸ شادی همه طالبان که مطلوب رسید
  19. رباعی شمارهٔ ۷۳۹ شادم که غم تو در دل من گنجد
  20. رباعی شمارهٔ ۷۴۰ شادی زمانه با غمم برنامد
  21. رباعی شمارهٔ ۷۴۱ شاهیست که تو هرچه بپوشی داند
  22. رباعی شمارهٔ ۷۴۲ شب چون دل عاشقان پر از سودا شد
  23. رباعی شمارهٔ ۷۴۳ شب رفت کجا رفت همانجای که بود
  24. رباعی شمارهٔ ۷۴۴ شب گشت که خلقان همه در خواب روند
  25. رباعی شمارهٔ ۷۴۵ شور آوردم که گاو گردون نکشد
  26. رباعی شمارهٔ ۷۴۶ شور عجبی در سر ما میگردد
  27. رباعی شمارهٔ ۷۴۷ شیرین سخنی در دل ما میخندد
  28. رباعی شمارهٔ ۷۴۸ صافی صفت و پاک نظر باید بود
  29. رباعی شمارهٔ ۷۴۹ صبح آمد و وقت روشنائی آمد
  30. رباعی شمارهٔ ۷۵۰ صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد
  31. رباعی شمارهٔ ۷۵۱ صد بار ز سر برفت عقلم و آمد
  32. رباعی شمارهٔ ۷۵۲ صد سال بقای آن بت مهوش باد
  33. رباعی شمارهٔ ۷۵۳ صد مرحله زانسوی خرد خواهم شد
  34. رباعی شمارهٔ ۷۵۴ طاوس نه‌ای که بر جمالت نگرند
  35. رباعی شمارهٔ ۷۵۵ عارف چو گل و جز گل خندان نبود
  36. رباعی شمارهٔ ۷۵۶ هر دل که درو مهر تو پنهان نبود
  37. رباعی شمارهٔ ۷۵۷ عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود
  38. رباعی شمارهٔ ۷۵۸ عاشق که  به ناز و نازکی فرد بود
  39. رباعی شمارهٔ ۷۵۹ عاشق که تواضع ننماید چکند
  40. رباعی شمارهٔ ۷۶۰ عشاق به یک دم دو جهان در بازند
  41. رباعی شمارهٔ ۷۶۱ عشق آن باشد که خلق را دارد شاد
  42. رباعی شمارهٔ ۷۶۲ عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد
  43. رباعی شمارهٔ ۷۶۳ عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود
  44. رباعی شمارهٔ ۷۶۴ عشق تو بهر صومعه مستی دارد
  45. رباعی شمارهٔ ۷۶۵ عشق خوش تو چو قصد خونریز کند
  46. رباعی شمارهٔ ۷۶۶ عشق تو سلامت ز جهان می‌ببرد
  47. رباعی شمارهٔ ۷۶۷ عشقی آمد که عشقها سودا شد
  48. رباعی شمارهٔ ۷۶۸ عقل و دل من چه عیشها میداند
  49. رباعی شمارهٔ ۷۶۹ علم فقها ز شرع و سنت باشد
  50. رباعی شمارهٔ ۷۷۰ عید آمده کز تو عید عیدانه برد
  51. رباعی شمارهٔ ۷۷۱ غم را بر او گزیده میباید کرد
  52. رباعی شمارهٔ ۷۷۲ غم کیست که گرد دل مردان گردد
  53. رباعی شمارهٔ ۷۷۳ فردا که به محشر اندر آید زن و مرد
  54. رباعی شمارهٔ ۷۷۴ قاصد پی اینکه بنده خندان نشود
  55. رباعی شمارهٔ ۷۷۵ قد الفم ز مشق چون جیم افتاد
  56. رباعی شمارهٔ ۷۷۶ قومی به خرابات تو اندر بندند
  57. رباعی شمارهٔ ۷۷۷ کاری ز درون جان میباید
  58. رباعی شمارهٔ ۷۷۸ کامل صفتی راه فنا می‌پیمود
  59. رباعی شمارهٔ ۷۷۹ گر با دل و دنده هیچ کارم افتد
  60. رباعی شمارهٔ ۷۸۰ گر چرخ ترا خدمت پیوست کند

متن اشعار به نقل از گنجور.