پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۷۴۲

شب چون دل عاشقان پر از سودا شد

از چشم بد و نیک جهان تنها شد

با خون دلم چون سفر پنهانی

گویند اشارتی که وقت آنها شد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۷۴۴شب گشت که خلقان همه در خواب روند
  2. رباعی شمارهٔ ۷۴۵شور آوردم که گاو گردون نکشد
  3. رباعی شمارهٔ ۷۴۶شور عجبی در سر ما میگردد
  4. رباعی شمارهٔ ۷۴۷شیرین سخنی در دل ما میخندد
  5. رباعی شمارهٔ ۷۴۸صافی صفت و پاک نظر باید بود
  6. رباعی شمارهٔ ۷۴۹صبح آمد و وقت روشنائی آمد
  7. رباعی شمارهٔ ۷۵۰صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد
  8. رباعی شمارهٔ ۷۵۱صد بار ز سر برفت عقلم و آمد
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.