پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

رباعیات

۱,۹۹۴ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۶۰۱ بی‌یاری تو دل بسوی یار نشد
  2. رباعی شمارهٔ ۶۰۲ تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
  3. رباعی شمارهٔ ۶۰۳ تا بنده ز خود فانی مطلق نشود
  4. رباعی شمارهٔ ۶۰۴ تا تو بخودی ترا به خود ره ندهند
  5. رباعی شمارهٔ ۶۰۵ تا در دل من عشق تو اندوخته شد
  6. رباعی شمارهٔ ۶۰۶ تا در طلب مات همی کام بود
  7. رباعی شمارهٔ ۶۰۷ تا رهبر تو طبع بدآموز بود
  8. رباعی شمارهٔ ۶۰۸ تا سر نشود یقین که سرکش نشود
  9. رباعی شمارهٔ ۶۰۹ تا گوهر جان در این طبایع افتاد
  10. رباعی شمارهٔ ۶۱۰ تا مدرسه و مناره ویران نشود
  11. رباعی شمارهٔ ۶۱۱ نایی ببرید از نیستان استاد
  12. رباعی شمارهٔ ۶۱۲ تا یک هستی ز آسمان می‌آید
  13. رباعی شمارهٔ ۶۱۳ تنها بمرو که رهزنان بسیارند
  14. رباعی شمارهٔ ۶۱۴ تو جانی و هر زنده غم جان بکشد
  15. رباعی شمارهٔ ۶۱۵ تو هیچ نه‌ای و هیچ تو به ز وجود
  16. رباعی شمارهٔ ۶۱۶ تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید
  17. رباعی شمارهٔ ۶۱۷ جامی که بگیرم میش انوار بود
  18. رباعی شمارهٔ ۶۱۸ جانا تبش عشق به غایت برسید
  19. رباعی شمارهٔ ۶۱۹ جان باز که وصل او به دستان ندهند
  20. رباعی شمارهٔ ۶۲۰ جان چو سمندرم نگاری دارد
  21. رباعی شمارهٔ ۶۲۱ جان را جستم ببحر مرجان آمد
  22. رباعی شمارهٔ ۶۲۲ جان روی به عالم همایون آورد
  23. رباعی شمارهٔ ۶۲۳ جان کیست که او بدیده کار تو کند
  24. رباعی شمارهٔ ۶۲۴ جان محرم درگاه همی باید برد
  25. رباعی شمارهٔ ۶۲۵ جانم ز هواهای تو یادی دارد
  26. رباعی شمارهٔ ۶۲۶ جانیکه در او از تو خیالی باشد
  27. رباعی شمارهٔ ۶۲۷ جائیکه در او چون تو نگاری باشد
  28. رباعی شمارهٔ ۶۲۸ جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند
  29. رباعی شمارهٔ ۶۲۹ جز صحبت عاشقان و مستان مپسند
  30. رباعی شمارهٔ ۶۳۰ چشمت صنما هزار دلدار کشد
  31. رباعی شمارهٔ ۶۳۱ چشم تو هزار سحر مطلق دارد
  32. رباعی شمارهٔ ۶۳۲ چشمی که نظر بدان گل و لاله کند
  33. رباعی شمارهٔ ۶۳۳ جودت همه آن کند که دریا نکند
  34. رباعی شمارهٔ ۶۳۴ جوزی که درونش مغز شیرین باشد
  35. رباعی شمارهٔ ۶۳۵ چون بدنامی بروزگاری افتد
  36. رباعی شمارهٔ ۶۳۶ چون خمر تو در ساغر ما در ریزند
  37. رباعی شمارهٔ ۶۳۷ چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
  38. رباعی شمارهٔ ۶۳۸ چون دیده برفت توتیای تو چه سود
  39. رباعی شمارهٔ ۶۳۹ چون روز وصال یار ما نیست پدید
  40. رباعی شمارهٔ ۶۴۰ چون زیر افکند در عراق آمیزد
  41. رباعی شمارهٔ ۶۴۱ چون شاهد پوشیده خرامان گردد
  42. رباعی شمارهٔ ۶۴۲ چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
  43. رباعی شمارهٔ ۶۴۳ چون صورت تو در دل ما بازآید
  44. رباعی شمارهٔ ۶۴۴ چون نیستی تو محض اقرار بود
  45. رباعی شمارهٔ ۶۴۵ حاشا که دل از عشق جهانرا نگرد
  46. رباعی شمارهٔ ۶۴۶ خاک توام و خدای حق میداند
  47. رباعی شمارهٔ ۶۴۷ خاموش مرا ز گفت, گفتار تو کرد
  48. رباعی شمارهٔ ۶۴۸ خوابم ز خیال روی تو پشت بداد
  49. رباعی شمارهٔ ۶۴۹ خواهم گردی که از هوای تو رسد
  50. رباعی شمارهٔ ۶۵۰ خواهم که دلم با غم هم‌خو باشد
  51. رباعی شمارهٔ ۶۵۱ خورشید که باشد که بروی تو رسد
  52. رباعی شمارهٔ ۶۵۲ خورشید که در خانه بقا می نکند
  53. رباعی شمارهٔ ۶۵۳ خورشید مگر بسته به پیشت میرد
  54. رباعی شمارهٔ ۶۵۴ خوش عادت خوش خو که محمد دارد
  55. رباعی شمارهٔ ۶۵۵ خون دل عاشقان چو جیحون گردد
  56. رباعی شمارهٔ ۶۵۶ دامان جلال تو ز دستم نشود
  57. رباعی شمارهٔ ۶۵۷ دانی صوفی بهر چه بسیار خورد
  58. رباعی شمارهٔ ۶۵۸ در باغ آیید و سبز پوشان نگرید
  59. رباعی شمارهٔ ۶۵۹ در باغ هزار شاهد مهرو بود
  60. رباعی شمارهٔ ۶۶۰ در بندم از آن دو زلف بند اندر بند

متن اشعار به نقل از گنجور.