پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۳۱

چشم تو هزار سحر مطلق دارد

هر گوشه هزار جان معلق دارد

زلفت کفر است و دین رخ چون قمرست

از کفر نگر که دین چه رونق دارد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۶۳۳جودت همه آن کند که دریا نکند
  2. رباعی شمارهٔ ۶۳۴جوزی که درونش مغز شیرین باشد
  3. رباعی شمارهٔ ۶۳۵چون بدنامی بروزگاری افتد
  4. رباعی شمارهٔ ۶۳۶چون خمر تو در ساغر ما در ریزند
  5. رباعی شمارهٔ ۶۳۷چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
  6. رباعی شمارهٔ ۶۳۸چون دیده برفت توتیای تو چه سود
  7. رباعی شمارهٔ ۶۳۹چون روز وصال یار ما نیست پدید
  8. رباعی شمارهٔ ۶۴۰چون زیر افکند در عراق آمیزد
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.