پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۸۴۵

هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند

آن شب همه جان شوند هرجا که تنند

در چادر شب چه دختران دارد عشق

گر غم آید سبلت و ریشش بکنند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۸۴۷هر عمر که بی‌دیدن اصحاب بود
  2. رباعی شمارهٔ ۸۴۸هر قبض اثر علت اولی باشد
  3. رباعی شمارهٔ ۸۴۹هرگز حق صحبت قدیمت نبود
  4. رباعی شمارهٔ ۸۵۰هر کو بگشاده گرهی می‌بندد
  5. رباعی شمارهٔ ۸۵۱هر لحظه همی خوانمش از راه بعید
  6. رباعی شمارهٔ ۸۵۲هر لقمهٔ خوش که بر دهان میگردد
  7. رباعی شمارهٔ ۸۵۳هر موی زلف او یکی جان دارد
  8. رباعی شمارهٔ ۸۵۴هستی اثری ز نرگس مست تو بود
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.