پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۱۶

از تاب تو، بی یار  عدو میماند

در بزم تو، بی رطل سبو میماند

جانا گیرم که خونم آشامیدی

آخر به لب شهد تو، بو میماند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۱۸از درد چو جان تو به فریاد آید
  2. رباعی شمارهٔ ۵۱۹از دیدن روئیکه ترا دیده بود
  3. رباعی شمارهٔ ۵۲۰از شبنم عشق خاک آدم گل شد
  4. رباعی شمارهٔ ۵۲۱از شربت سودای تو هر جان که مزید
  5. رباعی شمارهٔ ۵۲۲از عشق تو دریا همه شور انگیزد
  6. رباعی شمارهٔ ۵۲۳از عشق دلا ، نه بر زیان خواهی شد
  7. رباعی شمارهٔ ۵۲۴از لشکر صبرم علمی بیش نماند
  8. رباعی شمارهٔ ۵۲۵از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.