پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۱۸

از درد چو جان تو به فریاد آید

آنگه ز خدای عالمت یاد آید

والله که اگر داد کنی داد آید

ور عشوه دهی یاد تو بر یاد آید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۲۰از شبنم عشق خاک آدم گل شد
  2. رباعی شمارهٔ ۵۲۱از شربت سودای تو هر جان که مزید
  3. رباعی شمارهٔ ۵۲۲از عشق تو دریا همه شور انگیزد
  4. رباعی شمارهٔ ۵۲۳از عشق دلا ، نه بر زیان خواهی شد
  5. رباعی شمارهٔ ۵۲۴از لشکر صبرم علمی بیش نماند
  6. رباعی شمارهٔ ۵۲۵از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
  7. رباعی شمارهٔ ۵۲۶از ما بت عیار گریزان باشد
  8. رباعی شمارهٔ ۵۲۷از نیکی تو طبع بداندیش نماند
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.