پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۰۷

آن یار که عقلها شکارش میشد

وان یار که کوه بیقرارش میشد

گفتم که سر زلف بریدی گفتا

بسیار سر اندر سر کارش میشد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۰۹اجری ده ارواحی و سلطان ابد
  2. رباعی شمارهٔ ۵۱۰از آب حیات دوست بیمار نماند
  3. رباعی شمارهٔ ۵۱۱از آتش سودای توام تابی بود
  4. رباعی شمارهٔ ۵۱۲از آتش عشق تو جوانی خیزد
  5. رباعی شمارهٔ ۵۱۳از آتش عشق دوست تفها بزنید
  6. رباعی شمارهٔ ۵۱۴از آتش عشق سردها گرم شود
  7. رباعی شمارهٔ ۵۱۵از آدمیی دمی بجائی ارزد
  8. رباعی شمارهٔ ۵۱۶از تاب تو، بی یار  عدو میماند
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.