پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۸۱

جانی و جهانی و جهان با تو خوش است

ور زخم زنی زخم سنان با تو خوش است

خود معدن کیمیاست خاک از کف تو

هرچند که ناخوشست آن با تو خوش است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۸۳چشم تو ز روزگار خونریزتر است
  2. رباعی شمارهٔ ۲۸۴چشمی دارم همه پر از صورت دوست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۸۵چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست
  4. رباعی شمارهٔ ۲۸۶چون دانستم که عشق پیوست منست
  5. رباعی شمارهٔ ۲۸۷چون دلبر من میان دلداران نیست
  6. رباعی شمارهٔ ۲۸۸چون دید مرا مست بهم برزد دست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۸۹ترشی تو چرا مگر شکربارت نیست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۹۰چیزیست که در تو بی تو جویان ویست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.