پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۱۹

تو آب نه‌ای خاک نه‌ای تو دگری

بیرون ز جهان آب و گل در سفری

قالب جویست و جان در او آب حیات

آنجا که توی از این دو هم بی‌خبری

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۱تو دوش چه خواب دیده‌ای می‌دانی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۲تو سیر شدی من نشدم زین مستی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۳جانا ز تو بیزار شوم نی نی نی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۴جان بگریزد اگر ز جان بگریزی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۵جان در ره ما بباز اگر مرد دلی
  6. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۶جان دید ز جانان ازل دمسازی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۷جان روز چو مار است به شب چون ماهی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۸۲۸جانم دارد ز عشق جان‌افزائی
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.