پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۹

رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو

تا با تو چرا رود به گرمابه فرو

آن در سر زلف تو چرا آویزد

وین بر کف پای تو جرا مالد رو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۱سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۲سوگند بدان روی تو و هستی تو
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۳صد داد همی رسد ز بیدادی تو
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۴عشقست که کیمیای شرقست در او
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۵عمرم یکبار زد کناری با تو
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۶فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگو
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۷گر جمله برفتند نگارا تو مرو
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۸گر عاشق عشق ما شدی، ای مه‌رو
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.