پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۶۱

چون پاک شد از رنگ خودی سینهٔ تو

خودبین گردی ز یار دیرینهٔ تو

بی‌آینه روی خویش نتوان دیدن

در یار نگر که اوست آئینه تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۶۳داروی ملولی رخ و رخسارهٔ تو
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۶۴در اصل یکی بُدَست جان من و تو
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۶۵در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶در کوی خیال خود چه می‌پویی تو
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۶۷درها همه بسته‌اند الا در تو
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۶۸دل در تو گمان بد برد دور از تو
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۶۹رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۷۰زاندم که شنیده‌ام نوای غم تو
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.