پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۸۷

گر کبر بخورده‌ام که سرمست توام

مشتاب بکشتنم که در دست توام

گفتی که زمین حق فراخست فراخ

ای جان به کجا روم که در دست توام

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۸۹گر من به در سرای تو کم گذرم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۰گر یار کنی خصم تواش گردانیم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۱گفتم به فراق مدتی بگزارم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲گویی تو که من ز هر هنر باخبرم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۴گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۶گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.