پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۹۰

گر یار کنی خصم تواش گردانیم

هر لحظه به نوعی دگرت رنجانیم

گر خار شدی گل از تو پنهان داریم

ور گل گردی در آتشت بنشانیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲گویی تو که من ز هر هنر باخبرم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۴گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۶گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۷گفتم که مگر غمت بود درمانم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۸گنجینهٔ اسرار الهی مائیم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۹۹گوئیکه به تن دور و به دل با یارم
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.