پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۶۱

عشق آمد و گفت تا بر او باشم

رخسارهٔ عقل و روح را بخراشم

میامد و من همی شدم تا اکنون

این بار نیامدم که آنجا باشم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۶۳عشق است صبوح و من بدو بیدارم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۶۴عشق است قدح وز قدحش خوشحالم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۶۵عشق تو گرفته آستین می‌کشدم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۶۶عمری رخ یکدگر بدیدیم به چشم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۶۷فانی شدم و برید اجزای تنم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۶۸فرمود که دست و پا بکاری بزنیم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۶۹قد صبحنا اللله به عیش و مدام
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۷۰قلاشانیم و لاابالی حالیم
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.