پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۲

دوش آمده بود از سر لطفی یارم

شب را گفتم فاش مکن اسرارم

شب گفت پس و پیش نگه کن آخر

خورشید تو داری ز کجا صبح آرم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۳۴دوش از طربی بسوی اصحاب شدیم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۳۵دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۳۶دل داد مرا که دلستان را بزدم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۳۷دیوانه‌نی ام و لیک می خوانندم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۳۸ذات تو ز عیبها جدا دانستم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۳۹رازیکه بگفتی ای بت بدخویم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱روزت بستودم و نمی‌دانستم
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.