پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۳۹

رازیکه بگفتی ای بت بدخویم

واگو که من از لطف تو آن میجویم

چون گفت به گریه درشدم پس گفتا

وامیگویم خموش وامیگویم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱روزت بستودم و نمی‌دانستم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۲روزی به خرابات تو می  می خوردم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۳رویت بینم، بدر من آن را دانم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۴زان دم که ترا به عشق بشناخته‌ام
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۶زاهد بودی ترانه گویت کردم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۷زنبور نیم که من به دودی بروم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۴۸زین پیش اگر دم از جنون میزده‌ام
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.