پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰۵

روزن دل! آه چه خوش روزنی

یا تو مگر روزن یار منی

عمرک یا نخلة هل تأذنی

نحو جنی غصنک کی نجتنی

روزن آن خانه اگر نیستی

پس تو ز چه روی چنین روشنی

کل سراج حدث ینطفی

غیرک یا اصلی یا معدنی

هرچه کند چرخ مطوق بود

جز تو که بنیاد بقا می‌کنی

اتخذ الحرص هنا مسکنا

دونک یا نفس فلا تسکنی

دانهٔ دامست، چرا می‌خوری؟!

آهن سردست، چرا می‌زنی؟!

شربة اهوائک مسمومة

حیلة اعدائک فی‌المکمن

سخته کمانیست، پس این کمین

بر پر! چون تیر، چرا ایمنی؟!

قد نفد العمر وضاق‌المدی

خذ بیدالهالک یا محسنی

گر دو جهان ملک شود مرمرا

بی‌تو گدایم، نشوم من غنی

غیر سنا وجهک لا نشتهی

ای وسوی عشقک لا نقتنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۰۷قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰۸الا فی‌الغشق تشریفی و عیدی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۰۹نسیت الیوم من عشقی صلاتی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۱۰اتاک الصوم فی حلل السعود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۱۱نسیم‌الصبح جد بابتشار
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱۲الا یا مالکا رق‌الزمان
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱۳املا قدح البقا ندیمی!
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱۴یا مالک دمة الزمان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.