پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴۵

من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی

تو جز خیال نبینی که مست خواب و نعاسی

مرا بپرس که چونی در این کمی و فزونی

چگونه باشد یوسف به دست کور نخاسی

به چشم عشق توان دید روی یوسف جان را

تو چشم عشق نداری تو مرد وهم و قیاسی

بهای نعمت دیده سپاس و شکر خدا دان

مرم چو قلب ز کوره که کان شکر و سپاسی

وگر ز کوره بترسی یقین خیال پرستی

بت خیال تراشی وزان خیال هراسی

بت خیال تو سازی به پیش بت به نمازی

چو گبر اسیر بتانی چو زن حریف نفاسی

خیال فرع تو باشد که فرع فرع تو را شد

تو مه نه‌ای تو غباری تو زر نه‌ای تو نحاسی

به جان جمله مردان اگر چه جمله یکی اند

که زیر چرخه گردون تنا چو گاو خراسی

وگر ز چنبر گردون برون کشی سر و گردن

ز خرگله برهیدی فرشته‌ای و ز ناسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۴۷به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۴۸تو آسمان منی من زمین به حیرانی
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴۹ربود عقل و دلم را جمال آن عربی
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵۰خدایگان جمال و خلاصه خوبی
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵۱به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵۲چه باده بود که در دور از بگه دادی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵۳ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵۴منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.