پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷۳

با یار بساز تا توانی

تا بی‌کس و مبتلا نمانی

بر آب حیات راه یابی

گر سر موافقت بدانی

با سایه یار رو یکی شو

منمای ز خویشتن نشانی

گر رطل گران دهند درکش

ای جان بگذار این گرانی

ای دل مپذیر بیش صورت

می‌باش چو آب در روانی

پذرفتن صورت از جمادی است

مفسر اگر از رحیق جانی

در مجلس دل درآ که آن جا

عیش است و حریف آسمانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷۵مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷۶ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷۷شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷۸ای خدایی که مفرح بخش رنجوران توی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۷۹بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر دسته‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۸۰در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸۱ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸۲گر شراب عشق کار جان حیوانیستی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.