پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۰

هزار بار کشیده‌ست عشق‌ِ کافرخو

شبم ز بام به حجره‌، ز حجره تا سر کو

شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز

گرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو

ز هر‌چه پُر کندم‌، من سبوی تسلیمم

سبو اسیر سقایست‌، چون گریزد از او‌؟

هزار بار سبو را به سنگ بشکست او

شکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو

سبو سپرده بدو گوش با هزاران دل

بدان هوس که خورد غوطه در میانهٔ جو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۵۲بی‌دل شده‌ام بهر دل تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵۳نور دل ما روی خوش تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۴دل من دل من دل من بر تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۵بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۵۶به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵۷قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵۸هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵۹هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.