پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۹

به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو

چو اشتهای سماعت بود بگه‌تر گو

چو من ز خواب سر و پای خویش گم کردم

تو گوش من بگشایی که قصه از سر گو

چو روی روز نهان شد به زیر طره شب

بگیریم که از آن طره معنبر گو

فتاده آتش خواب اندر این نیستان‌ها

تو آمده که حدیث لب چو شکر گو

و آنگهی به یکی بار کی شوی قانع

غزل تمام کنم گوییم مکرر گو

بیا بگو چه کنی گر ز خوابناکی خویش

به تو بگوید لالا برو به عنبر گو

از آنچ خورده‌ای و در نشاط آمده‌ای

مرا از آن بخوران و حدیث درخور گو

ز من چو می‌طلبی مطربی مستانه

تو نیز با من بی‌دل ز جام و ساغر گو

من این به طیبت گفتم وگر نه خاک توام

مرا مبارک و قیماز خوان و سنجر گو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۵۱چو از سر بگیرم بود سرور او
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵۲بی‌دل شده‌ام بهر دل تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۳نور دل ما روی خوش تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۴دل من دل من دل من بر تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۵۵بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵۶به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵۷قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵۸هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.