پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰۶

هر کجا که پا نهی ای جان من

بردمد لاله و بنفشه و یاسمن

پاره گل برکنی بر وی دمی

بازگردد یا کبوتر یا زغن

در تغاری دست شویی آن تغار

ز آب دست تو شود زرین لگن

بر سر گوری بخوانی فاتحه

بوالفتوحی سر برآرد از کفن

دامنت بر چنگل خاری زند

چنگلش چنگی شود با تن تنن

هر بتی را که شکستی ای خلیل

جان پذیرد عقل یابد زان شکن

تا مه تو تافت بر بداختری

سعد اکبر گشت و وارست از محن

هر دمی از صحن سینه برجهد

همچو آدم زاده‌ای بی‌مرد و زن

وآنگه از پهلوی او وز پشت او

پر شوند آدمچگان اندر زمن

خواستم گفتن بر این پنجاه بیت

لب ببستم تا گشایی تو دهن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰۸می بده ای ساقی آخرزمان
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰۹نک بهاران شد صلا ای لولیان
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۰بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱۱جان جان‌هایی تو جان را برشکن
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱۲ای دلارام من و ای دل شکن
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱۳ساقیا برخیز و می در جام کن
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱۴راز چون با من نگوید یار من
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱۵فقر را در خواب دیدم دوش من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.