پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱۵

فقر را در خواب دیدم دوش من

گشتم از خوبی او بی‌هوش من

از جمال و از کمال لطف فقر

تا سحرگه بوده‌ام مدهوش من

فقر را دیدم مثال کان لعل

تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من

بس شنیدم های و هوی عاشقان

بس شنیدم بانگ نوشانوش من

حلقه‌ای دیدم همه سرمست فقر

حلقه او دیدم اندر گوش من

بس بدیدم نقش‌ها در نور فقر

بس بدیدم نقش جان در روش من

از میان جان ما صد جوش خاست

چون بدیدم بحر را در جوش من

صد هزاران نعره می‌زد آسمان

ای غلام همچنان چاووش من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱۷آمد آمد در میان خوب ختن
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱۸مرغ خانه با هما پروا مکن
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ای ببرده دل تو قصد جان مکن
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲۰ای خدا این وصل را هجران مکن
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲۱صبحدم شد زود برخیز ای جوان
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲۲ای زیان و ای زیان و ای زیان
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲۳رو قرار از دل مستان بستان
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲۴مات خود را صنما مات مکن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.