پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸۴

علی اهل نجد الثنا و سلام

و عیشتنا فی غیرهم لحرام

فضیلته للفاضلین بصیره

ملاحته للعاشقین قوام

بصیره اهل الله منه مکحل

و عشره اهل الحق فیه مدام

ایا ساکنیها من فضیله سیدی

لکم عیشه مرضیه و دوام

و لو لا حجاب العز ارخی ملیکنا

لکان علی باب الملیک زحام

ملیک اذا لاحت شعاشع خده

لا صبح حیا صخره و رخام

سقی الله وقتا انطقانا کلامه

ففی الروح من ذاک الکلام کلام

غدا آلفا قلبی یقوم لامره

وقدی من عذل العواذل لام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸۶دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ من
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸۷گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۸۸تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهان
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹۰دلدار من در باغ دی می‌گشت و می‌گفت ای چمن
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹۱بویی همی‌آید مرا، مانا که باشد یار من
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۹۲این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۹۳این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.