پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸۳

فان وفق الله الکریم وصالکم

و عاین روحی حسنکم و جمالکم

تصدقت بالروح العزیز لشکرها

فبالله ارحموا ذلی و عشقی  وما لکم

الی کم اقاصی هجرکم و فراقکم

الی کم اؤانس طیفکم و خیالکم

تناقص صبری بازدیاد ملالکم

فیالیتنی افنی کصبری ملالکم

عمی العین من تذکارها حرکاتکم

و غنجاتها ویلاکم و دلالکم

رآنی الهوی یوما الاعب غفلتی

فصاح علینا صیحة العشق والکم

لقد جاء من تبریز روح مجسم

الا فانثروا فی حب نعلیه ما لکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸۵بیا بیا دلدار من دلدار من
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸۶دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جانِ من
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۸۷گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸۸تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهان
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹۰دلدار من در باغ دی می‌گشت و می‌گفت ای چمن
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۹۱بویی همی‌آید مرا، مانا که باشد یار من
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۹۲این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.