پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳۰

آید هر دم رسول از طرف شهر یار

با فرح وصل دوست با قدح شهریار

دست زنان عقل کل رقص کنان جزو و کل

سجده کنان سرو و گل بر طرف سبزه زار

بحر از این دم به جوش کوه از این لعل پوش

نوح از این در خروش روح از این شرمسار

ای خرد دوربین ساقی چون حور بین

باده منصور بین جان و دلی بی‌قرار

بشنو از چپ و راست مژده سعادت تو راست

بخت صفا در صفاست تا تو توی اختیار

پرده گردون بدر نعمت جنت بخور

آب بزن بر جگر حور بکش در کنار

هر چه بر اصحاب حال باشد اول خیال

گردد آخر وصال چونک درآید نگار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳۲چون سرِ کس نیستت، فتنه مکن دل مبر
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۳۳نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳۴چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۳۵بیار ساقی بادت فدا سر و دستار
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۳۶نبشته‌ست خدا گِردِ چهره دلدار
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۳۷شده‌ست نور محمد هزار شاخ هزار
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۳۸چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳۹مجوی شادی چون در غمست میل نگار
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.