پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر پنجم

بخش ۹۶ - ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت

گفت روبه جستن رزق حلال

فرض باشد از برای امتثال

عالم اسباب و چیزی بی‌سبب

می‌نباید پس مهم باشد طلب

وابتغوا من فضل الله است امر

تا نباید غصب کردن هم‌چو نمر

گفت پیغامبر که بر رزق ای فتی

در فرو بسته‌ست و بر در قفلها

جنبش و آمد شد ما و اکتساب

هست مفتاحی بر آن قفل و حجاب

بی‌کلید این در گشادن راه نیست

بی‌طلب نان سنت الله نیست

ادامه‌ی دفتر پنجم

  1. بخش ۹۸ - جواب گفتن روبه خر راگفت روبه آن توکل نادرست
  2. بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه راگفت این معکوس می‌گویی بدان
  3. بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان می‌کرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و ره‌گذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سبب‌سازی و رزاقی تو و از اسباب منقآن یکی زاهد شنود از مصطفی
  4. بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسبگفت روبه این حکایت را بهل
  5. بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخرهگفت من به از توکل بر ربی
  6. بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آنآن یکی پرسید اشتر را که هی
  7. بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بستهشیخ نورانی ز ره آگه کند
  8. بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد می‌کرد و می‌گفت الحمدلله کی من بد نمی‌اندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» کنده‌ای را لوطیی در خانه برد
همه‌ی دفتر پنجم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.