پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر پنجم

بخش ۹۵ - حکایت دیدن خر هیزم‌فروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظهٔ آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی می‌بری با آن ر

بود سقایی مرورا یک خری

گشته از محنت دو تا چون چنبری

پشتش از بار گران صد جای ریش

عاشق و جویان روز مرگ خویش

جو کجا از کاه خشک او سیر نی

در عقب زخمی و سیخی آهنی

میر آخر دید او را رحم کرد

که آشنای صاحب خر بود مرد

پس سلامش کرد و پرسیدش ز حال

کز چه این خر گشت دوتا هم‌چو دال

گفت از درویشی و تقصیر من

که نمی‌یابد خود این بسته‌دهن

گفت بسپارش به من تو روز چند

تا شود در آخر شه زورمند

خر بدو بسپرد و آن رحمت‌پرست

در میان آخر سلطانش بست

خر ز هر سو مرکب تازی بدید

با نوا و فربه و خوب و جدید

زیر پاشان روفته آبی زده

که به وقت و جو به هنگام آمده

خارش و مالش مر اسپان را بدید

پوز بالا کرد کای رب مجید

نه که مخلوق توم گیرم خرم

از چه زار و پشت ریش و لاغرم

شب ز درد پشت و از جوع شکم

آرزومندم به مردن دم به دم

حال این اسپان چنین خوش با نوا

من چه مخصوصم به تعذیب و بلا

ناگهان آوازهٔ پیگار شد

تازیان را وقت زین و کار شد

زخمهای تیر خوردند از عدو

رفت پیکانها دریشان سو به سو

از غزا باز آمدند آن تازیان

اندر آخر جمله افتاده ستان

پایهاشان بسته محکم با نوار

نعلبندان ایستاده بر قطار

می‌شکافیدند تن‌هاشان بنیش

تا برون آرند پیکانها ز ریش

آن خر آن را دید و می‌گفت ای خدا

من به فقر و عافیت دادم رضا

زان نوا بیزارم و زان زخم زشت

هرکه خواهد عافیت دنیا بهشت

ادامه‌ی دفتر پنجم

  1. بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه راگفت از ضعف توکل باشد آن
  2. بخش ۹۸ - جواب گفتن روبه خر راگفت روبه آن توکل نادرست
  3. بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه راگفت این معکوس می‌گویی بدان
  4. بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان می‌کرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و ره‌گذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سبب‌سازی و رزاقی تو و از اسباب منقآن یکی زاهد شنود از مصطفی
  5. بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسبگفت روبه این حکایت را بهل
  6. بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخرهگفت من به از توکل بر ربی
  7. بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آنآن یکی پرسید اشتر را که هی
  8. بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بستهشیخ نورانی ز ره آگه کند
همه‌ی دفتر پنجم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.