پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر پنجم

بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته

شیخ نورانی ز ره آگه کند

با سخن هم نور را همره کند

جهد کن تا مست و نورانی شوی

تا حدیثت را شود نورش روی

هر چه در دوشاب جوشیده شود

در عقیده طعم دوشابش بود

از جزر وز سیب و به وز گردگان

لذت دوشاب یابی تو از آن

علم اندر نور چون فرغرده شد

پس ز علمت نور یابد قوم لد

هر چه گویی باشد آن هم نورناک

که آسمان هرگز نبارد غیر پاک

آسمان شو ابر شو باران ببار

ناودان بارش کند نبود به کار

آب اندر ناودان عاریتیست

آب اندر ابر و دریا فطرتیست

فکر و اندیشه‌ست مثل ناودان

وحی و مکشوفست ابر و آسمان

آب باران باغ صد رنگ آورد

ناودان همسایه در جنگ آورد

خر دو سه حمله به روبه بحث کرد

چون مقلد بد فریب او بخورد

طنطنهٔ ادراک بینایی نداشت

دمدمهٔ روبه برو سکته گماشت

حرص خوردن آنچنان کردش ذلیل

که زبونش گشت با پانصد دلیل

ادامه‌ی دفتر پنجم

  1. بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشهروبه اندر حیله پای خود فشرد
  2. بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانه‌ای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر می‌گیرند به سخره گفت مبارک خر می‌گیرند تو خر نیستی چه می‌ترسی گفت خر به جد می‌گیرنآن یکی در خانه‌ای در می‌گریخت
  3. بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریبچونک بر کوهش بسوی مرج برد
  4. بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ باللهنقض میثاق و شکست توبه‌ها
  5. بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدشپس بیامد زود روبه سوی خر
  6. بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه راگفت رو رو هین ز پیشم ای عدو
  7. بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر راگفت روبه صاف ما را درد نیست
  8. بخش ۱۱۳ - حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سرهزاهدی در غزنی از دانش مزی
همه‌ی دفتر پنجم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.