پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر چهارم

بخش ۹۶ - گفتن موسی علیه‌السلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان

هین ز من بپذیر یک چیز و بیار

پس ز من بستان عوض آن را چهار

گفت ای موسی کدامست آن یکی

شرح کن با من از آن یک اندکی

گفت آن یک که بگویی آشکار

که خدایی نیست غیر کردگار

خالق افلاک و انجم بر علا

مردم و دیو و پری و مرغ را

خالق دریا و دشت و کوه و تیه

ملکت او بی‌حد و او بی‌شبیه

گفت ای موسی کدامست آن چهار

که عوض بدهی مرا بر گو بیار

تا بود کز لطف آن وعدهٔ حسن

سست گردد چارمیخ کفر من

بوک زان خوش وعده‌های مغتنم

برگشاید قفل کفر صد منم

بوک از تاثیر جوی انگبین

شهد گردد در تنم این زهر کین

یا ز عکس جوی آن پاکیزه شیر

پرورش یابد دمی عقل اسیر

یا بود کز عکس آن جوهای خمر

مست گردم بو برم از ذوق امر

یا بود کز لطف آن جوهای آب

تازگی یابد تن شورهٔ خراب

شوره‌ام را سبزه‌ای پیدا شود

خارزارم جنت ماوی شود

بوک از عکس بهشت و چار جو

جان شود از یاری حق یارجو

آنچنان که از عکس دوزخ گشته‌ام

آتش و در قهر حق آغشته‌ام

گه ز عکس مار دوزخ هم‌چو مار

گشته‌ام بر اهل جنت زهربار

گه ز عکس جوشش آب حمیم

آب ظلمم کرده خلقان را رمیم

من ز عکس زمهریرم زمهریر

یا ز عکس آن سعیرم چون سعیر

دوزخ درویش و مظلومم کنون

وای آنک یابمش ناگه زبون

ادامه‌ی دفتر چهارم

  1. بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَخانه بر کن کز عقیق این یمن
  2. بخش ۹۹ - غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاستدیدم اندر خانه من نقش و نگار
  3. بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسولهچونک با کودک سر و کارم فتاد
  4. بخش ۱۰۱ - قوله علیه السلام من بشرنی بخروج صفر بشرته بالجنةاحمد آخر زمان را انتقال
  5. بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلامباز گفت او این سخن با ایسیه
  6. بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زنباز اسپیدی به کمپیری دهی
  7. بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرم‌الله وجهه چاره جستیک زنی آمد به پیش مرتضی
  8. بخش ۱۰۵ - مشورت کردن فرعون با وزیرش هامان در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلامگفت با هامان چون تنهااش بدید
همه‌ی دفتر چهارم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.