پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر چهارم

بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله

چونک با کودک سر و کارم فتاد

هم زبان کودکان باید گشاد

که برو کتاب تا مرغت خرم

یا مویز و جوز و فستق آورم

جز شباب تن نمی‌دانی به کیر

این جوانی را بگیر ای خر شعیر

هیچ آژنگی نیفتد بر رخت

تازه ماند آن شباب فرخت

نه نژند پیریت آید برو

نه قد چون سرو تو گردد دوتو

نه شود زور جوانی از تو کم

نه به دندانها خللها یا الم

نه کمی در شهوت و طمث و بعال

که زنان را آید از ضعفت ملال

آنچنان بگشایدت فر شباب

که گشود آن مژدهٔ عکاشه باب

ادامه‌ی دفتر چهارم

  1. بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلامباز گفت او این سخن با ایسیه
  2. بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زنباز اسپیدی به کمپیری دهی
  3. بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرم‌الله وجهه چاره جستیک زنی آمد به پیش مرتضی
  4. بخش ۱۰۵ - مشورت کردن فرعون با وزیرش هامان در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلامگفت با هامان چون تنهااش بدید
  5. بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه اللعنةدوست از دشمن همی نشناخت او
  6. بخش ۱۰۷ - نومید شدن موسی علیه‌السلام از ایمام فرعون به تاثیر کردن سخن هامان در دل فرعونگفت موسی لطف بنمودیم و جود
  7. بخش ۱۰۸ - منازعت امیران عرب با مصطفی علیه‌السلام کی ملک را مقاسمت کن با ما تا نزاعی نباشد و جواب فرمودن مصطفی علیه‌السلام کی من مامورم درین امارت و بحث ایشان از طرفینآن امیران عرب گرد آمدند
  8. بخش ۱۰۹ - در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاستهر کجا خواهد خدا دوزخ کند
همه‌ی دفتر چهارم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.