پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوساله‌پرست را کی «آن خیال‌اندیشی و حزم تو کجاست؟»

گفت موسی با یکی مست خیال

کای بداندیش از شقاوت وز ضلال

صد گمانت بود در پیغامبریم

با چنین برهان و این خلق کریم

صد هزاران معجزه دیدی ز من

صد خیالت می‌فزود و شک و ظن

از خیال و وسوسه تنگ آمدی

طعن بر پیغامبری‌ام می‌زدی

گرد از دریا بر آوردم عیان

تا رهیدیت از شر فرعونیان

ز آسمان چل سال کاسه و خوان رسید

وز دعاام جوی از سنگی دوید

این و صد چندین و چندین گرم و سرد

از تو ای سرد آن توهم کم نکرد

بانگ زد گوساله‌ای از جادوی

سجده کردی که «خدای من توی»

آن توهمهات را سیلاب برد

زیرکیِ باردت را خواب برد

چون نبودی بدگمان در حق او؟

چون نهادی سر چنان؟ ای زشت‌خو

چون خیالت نامد از تزویر او؟

وز فساد سحر احمق‌گیر او؟

سامریی خود که باشد ای سگان!؟

که خدایی بر تراشد در جهان؟

چون درین تزویر او یک‌دل شدی؟

وز همه اشکال‌ها عاطل شدی؟

گاو می‌شاید خدایی را بلاف

در رسولی‌ام تو چون کردی خلاف؟

پیش گاوی سجده کردی از خری

گشت عقلت صید سحر سامری

چشم دزدیدی ز نور ذوالجلال

اینت جهل وافر و عین ضلال

شه بر آن عقل و گزینش که تراست

چون تو کان جهل را کشتن سزاست

گاو زرین بانگ کرد، آخر چه گفت؟

کاحمقان را این همه رغبت شکفت؟

زان عجب‌تر دیده‌ایت از من بسی

لیک حق را کی پذیرد هر خسی؟

باطلان را چه رباید؟ باطلی

عاطلان را چه خوش آید؟ عاطلی

زانک هر جنسی رباید جنس خود

گاو سوی شیر نر کی رو نهد؟

گرگ بر یوسف کجا عشق آوَرَد؟

جز مگر از مکر تا او را خورد

چون ز گرگی وا رهد محرم شود

چون سگ کهف از بنی‌آدم شود

چون ابوبکر از محمد برد بو

گفت هذا لیس وجه کاذب

چون نبد بوجهل از اصحاب درد

دید صد شق قمر باور نکرد

دردمندی کش ز بام افتاد طشت

زو نهان کردیم حق پنهان نگشت

وانک او جاهل بُد از دردش بعید

چند بنمودند و او آن را ندید

آینهٔ دل صاف باید تا درو

وا شناسی صورت زشت از نکو

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۴۵ - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوسگفت جالینوس با اصحاب خود
  2. بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبودآن حکیمی گفت دیدم هم تکی
  3. بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرسشخص خفت و خرس می‌راندش مگس
  4. بخش ۴۸ - رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادتاز صحابه خواجه‌ای بیمار شد
  5. بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدیآمد از حق سوی موسی این عتاب
  6. بخش ۵۰ - تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگرباغبانی چون نظر در باغ کرد
  7. بخش ۵۱ - رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلاماین عیادت از برای این صله‌ست
  8. بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کنسوی مکه شیخ امت بایزید
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.