پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را

گفت هر رازی نشاید باز گفت

جفت طاق آید گهی گه طاق جفت

از صَفا گر دَم زَنی با آینه

تیره گردد زود با ما آینه

در بیانِ این سه، کَم جُنبان لبت

از ذَهاب و از ذَهَب، وَز مَذهبت

کین سه را خصمست بسیار و عدو

در کمینت ایستد چون داند او

ور بگویی با یکی دو الوَداع

کُلُّ سرٍّ جاوَزَ الاثنَینَ شاع

گر دو سه پَرَّنده را بندی بهَم

بر زمین مانند محبوس از الم

مشورت دارند سَرپوشیده خوب

در کنایت با غلط‌ افکن مشوب

مشورت کردی پیمبر بسته‌سَر

گفته ایشانش جواب و بی‌خبر

در مثالی بسته گفتی رای را

تا ندانند خصم از سَر پای را

او جواب خویش بگرفتی ازو

وز سؤالش می‌نبُردی غیرْ بو

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگسآن مگس بر برگ کاه و بول خَر
  2. بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوشهمچو آن خرگوش کو بر شیر زد
  3. بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوشدر شدن خرگوش بس تأخیر کرد
  4. بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیرشیر اندر آتش و در خشم و شور
  5. بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوشگفت خرگوش الامان عذریم هست
  6. بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با اوگفت بسم الله بیا تا او کجاست
  7. بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شودچون سلیمان را سراپرده زدند
  8. بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهدزاغ چون بشنود آمد از حسد
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.