پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن

شیر گفت آری ولیکن هم ببین

جهد‌های انبیا و مؤمنین

حق تعالی جهد‌شان را راست کرد

آنچه دیدند از جفا و گرم و سرد

حیله‌هاشان جمله حال آمد لطیف

کل شیء من ظریف هو ظریف

دام‌هاشان مرغ گردونی گرفت

نقص‌هاشان جمله افزونی گرفت

جهد می‌کن تا توانی ای کیا

در طریق انبیاء و اولیا

با قضا پنجه زدن نبود جهاد

زانکه این را هم قضا بر ما نهاد

کافر‌م من گر زیان کرده‌ست کس

در ره ایمان و طاعت یک نفس

سر شکسته نیست‌‌، این سر را مبند

یک دو روزک جهد کن باقی بخند

بد محالی جست کاو دنیا بجست

نیک حالی جست کاو عقبی بجست

مکر‌ها در کسب دنیا بارد است

مکر‌ها در ترک دنیا وارد است

مکر آن باشد که زندان حفره کرد

آنکه حفره بست آن مکری‌ست سرد

این جهان زندان و ما زندانیان

حفره‌کن زندان و خود را وا رهان

چیست دنیا از خدا غافل بدن

نه قماش و نقده و میزان و زن

مال را کز بهر دین باشی حمول

نعم مال صالح خواندش رسول

آب در کشتی هلاک کشتی است

آب اندر زیر کشتی پشتی است

چونکه مال و ملک را از دل براند

زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند

کوزهٔ سربسته اندر آب زفت

از دل پر باد فوق آب رفت

باد درویشی چو در باطن بود

بر سر آب جهان ساکن بود

گر‌چه جملهٔ این جهان ملک وی‌ست

ملک در چشم دل او لاشی‌ست

پس دهان دل ببند و مُهر کن

پر کنش از بادِ کبرِ من‌لدن

جهد حق‌ست و دوا حق‌ست و درد

منکر اندر نفی جهد‌ش جهد کرد

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیرقوم گفتندش که چندین گاه ما
  2. بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان راگفت ای یاران مرا مهلت دهید
  3. بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوشقوم گفتندش که ای خر گوش‌دار
  4. بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران راگفت ای یاران حقم الهام داد
  5. بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستناین سخن پایان ندارد هوش‌دار
  6. بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او رابعد از آن گفتند کای خرگوش چست
  7. بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان راگفت هر رازی نشاید باز گفت
  8. بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوشساعتی تأخیر کرد اندر شدن
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.