پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند

دست بگشاد و کنارانش گرفت

همچو عشق اندر دل و جانش گرفت

دست و پیشانیش بوسیدن گرفت

وز مقام و راه پُرسیدن گرفت

پرس‌پرسان می‌کشیدش تا به صدر

گفت گنجی یافتم آخر به صبر

گفت ای نور حَقُ و دفعِ حَرَج

معنی‌ اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الفرج

ای لقای تو جواب هر سؤال

مشکل از تو حل شود بی‌قیل‌وقال

ترجمانی، هرچه ما را در دل است

دستگیری، هر که پایش در گل است

مَرْحَبا یا مُجْتَبی یا مُرْتَضی

إِنْ تَغِبْ جاءَ القَضَا ضَاقَ الفَضَا

اَنتَ مَوْلَی‌القَوْم مَنْ لا یَشْتَهِی

قَدْ رَدَی کلّا لَئِنْ لَمْ یَنتَهِی

چون گذشت آن مجلس و خوانِ کرم

دست او بگرفت و بُرد اندر حرم

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزکگفت ای شه خلوتی کن خانه را
  2. بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاهبعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
  3. بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگرشه فرستاد آن طرف یک دو رسول
  4. بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسدکُشتن آن مرد بَر دست حکیم
  5. بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکانبود بقّالی و وی را طوطیی
  6. بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصببود شاهی در جُهودان ظلم‌ساز
  7. بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه رااو وزیری داشت گَبْر و عِشوِه دِه
  8. بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاریپس بگویم من به سِر نصرانیم
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.