پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل

گفت شیر آری ولی ربُّ العباد

نردبانی پیش پای ما نهاد

پایه پایه رفت باید سوی بام

هست جَبری بودن اینجا طمع خام

پای داری چون کُنی خود را تو لنگ‌‌؟

دست داری چون کُنی پنهان تو چنگ‌‌؟

خواجه چون بیلی به دست بنده داد

بی زبان معلوم شد او را مُراد

دستِ همچون بیل اشارت‌های اوست

آخر اندیشی عبارت‌های اوست

چون اشارت‌هاش را بر جان نهی

در وفا‌ی آن اشارت جان دهی

پس اشارت‌های اسرار‌ت دهد

بار بَر‌دارد ز تو کارت دهد

حاملی محمول گرداند تو‌را

قابلی مقبول گرداند تو‌را

قابل امر ویی قایل شوی

وصل جویی بعد از آن واصل شوی

سعیِ شکرِ نعمتش قدرت بود

جَبر تو انکار آن نعمت بود

شکرِ قدرت قدرتت افزون کند

جَبرْ نعمت از کفت بیرون کند

جَبرِ تو خُفتن بود در ره مخُسپ

تا نبینی آن در و دَرگه مخُسپ

هان مخسپ ای کاهلِ بی‌اعتبار

جز به زیر آن درخت میوه‌دار

تا که شاخ افشان کند هر لحظه باد

بر سر خفته بریزد نقل و زاد

جبر و خفتن در میان ره‌زنان

مرغ بی‌هنگام کی یابد امان‌‌؟

ور اشارت‌هاش را بینی زنی

مرد پنداری و چون بینی زنی

این قدر عقلی که داری گُم شود

سَر که عقل از وی بپرّد دُم شود

زانک بی‌شکری بود شوم و شَنار

می‌برد بی‌شکر را در قَعرِ نار

گر توکّل می‌کنی در کار کن

کشت کن پس تکیه بر جبّار کُن

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهدزادمردی چاشتگاهی دررسید
  2. بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردنشیر گفت آری ولیکن هم ببین
  3. بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکلزین نمط بسیار برهان گفت شیر
  4. بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیرقوم گفتندش که چندین گاه ما
  5. بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان راگفت ای یاران مرا مهلت دهید
  6. بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوشقوم گفتندش که ای خر گوش‌دار
  7. بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران راگفت ای یاران حقم الهام داد
  8. بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستناین سخن پایان ندارد هوش‌دار
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.