پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند

آن دهان کژ کرد و از تَسخر بخواند

مر محمّد را دهانش کژ بماند

باز آمد کای محمّد عفو کن

ای ترا الطاف و علمِ مِن لَدُن

من ترا افسوس می‌کردم ز جَهل

من بُدم افسوس را منسوب و اَهل

چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد

میلش اندر طعنهٔ پاکان برد

ور خدا خواهد که پوشد عیبِ کس

کم زند در عیبِ معیوبان نفس

چون خدا خواهد که‌مان یاری کند

میل ما را جانبِ زاری کند

ای خنک چشمی که آن گریانِ اوست

وی همایون دل که آن بریان اوست

آخر هر گریه آخِر خنده‌ایست

مردِ آخر بین، مبارک بنده‌ایست

هر کجا آبِ روان سبزه بود

هر کجا اشکی روان رحمت شود

باش چون دولابِ نالان چشم‌تَر

تا ز صحنِ جانت بَر روید خَضَر

اشک خواهی رحم کن بر اشک‌ْبار

رحم خواهی بر ضعیفان رحمْ آر

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویشاین عجایب دید آن شاه جهود
  2. بخش ۴۲ - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیرطایفهٔ نخچیر دَر وادی خوش
  3. بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتنگفت آری گر وفا بینم نه مکر
  4. بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتسابجمله گفتند ای حکیم با خبر
  5. بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیمگفت آری گر توکّل رهبر‌ست
  6. بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهادقوم گفتندش که کسب از ضعف خلق
  7. بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّلگفت شیر آری ولی ربُّ العباد
  8. بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهدجمله با وی بانگ‌ها بر داشتند
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.