پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا

وانگهانی آن امیران را بخواند

یک‌بیک تنها بهر یک حرف راند

گفت هر یک را بدین عیسوی

نایب حقّ و خلیفهٔ من توی

وان امیران دگر، اتباع تو

کَرد عیسی جمله را اشیاع تو

هر امیری کو کِشد گردن، بگیر

یا بکُش یا خود همی دارش اسیر

لیک تا من زنده‌ام این وا مگو

تا نمیرم این ریاست را مجو

تا نمیرم من تو این پیدا مکن

دعوی شاهی و استیلا مکن

اینک این طومار و احکام مسیح

یک بیک بر خوان تو بر امت فصیح

هر امیری را چنین گفت او جدا

نیست نایب جز تو در دین خدا

هر یکی را کرد او یک‌یک عزیز

هرچه آن را گفت این را گفت نیز

هر یکی را او یکی طومار داد

هر یکی ضدّ دگر بود المراد

متن آن طومارها بُد مختلف

همچو شکل حرفها یا تا الف

حکم این طومار ضد حکم آن

پیش ازین کردیم این ضد را بیان

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامستبعد ماهی خلق گفتند ای مهان
  2. بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدییک امیری زان امیران پیش رفت
  3. بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیلبود در انجیل نام مُصطفی
  4. بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمودیک شه دیگر ز نسل آن جُهود
  5. بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برستآن جهودِ سَگ ببین چه راٰی کرد
  6. بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتشیک زنی با طفل آورد آن جهود
  7. بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواندآن دهان کژ کرد و از تَسخر بخواند
  8. بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهودرو به آتش کرد شه «کِای تُندخو
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.