پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر اول

بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را

گفت هان ای سُخرگانِ گفت و گو

وعظ و گفتار زبان و گوشْ جو

پنبه اندر گوشِ حِسِّ دون کنید

بندِ حسّ از چشم خود بیرون کنید

پنبهٔ آن گوشِ سِرّ، گوشِ سَرست

تا نگردد این کَر آن باطن کَرست

بی‌حس و بی‌گوش و بی‌فکرت شوید

تا خطاب أرْجِعی را بشنوید

تا به گفت و گوی بیداری دَری

تو زگفت خوابْ بویی کی بَری

سِیرِ بیرونیست قول و فعل ما

سیرِ باطن هست بالای سَما

حسْ خشکی دید، کز خشکی بزاد

عیسی جان پای بر دریا نهاد

سِیرِ جسمِ خشک بر خشکی فتاد

سیرِ جانْ پا در دلِ دریا نهاد

چونک عمر اندر ره خشکی گذشت

گاه کوه و گاه دریا گاه دشت

آبِ حیوان از کجا خواهی تو یافت

موجِ دریا را کجا خواهی شکافت

موج خاکی وهم و فهم و فکرِ ماست

موج آبی محو و سُکرست و فناست

تا درین سُکری، از آن سُکری تو دور

تا ازین مستی از آن جامی نفور

گفت و گوی ظاهر آمد چون غبار

مدّتی خاموش خو کن، هوش‌دار

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۲۸ - جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمی‌شکنمگفت حجت‌های خود کوته کنید
  2. بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیرجمله گفتند ای وزیر انکار نیست
  3. بخش ۳۰ - نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوتآن وزیر از اندرون آواز داد
  4. بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجداوانگهانی آن امیران را بخواند
  5. بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوتبعد از آن چل روز دیگر در ببست
  6. بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامستبعد ماهی خلق گفتند ای مهان
  7. بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدییک امیری زان امیران پیش رفت
  8. بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیلبود در انجیل نام مُصطفی
همه‌ی دفتر اول ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.